آقای بهداد، خانم بهداد! پسر شما هنرمند است و این به دست نمیآمد اگر فکر و ذکر شما حامد نبود، به دست نمیآمد اگر سایه مهر و محبت شما بالای سرش نبود، به دست نمیآمد اگر فرهنگ در زندگی شما جاری نبود، به دست نمیآمد اگر یاریاش نمیکردید، به دست نمیآمد اگر شما هم راه و هم همراه او نبودید. برای ما پسر شما هنرمند بزرگی است.
دست مریزاد...
*ممنون از آیدای عزیز برای لینک مطلب
سهم سينماي ايران از اين فستيوال دو جايزه بود .
حامد بهداد عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي را نصيب خود كرد.
به گزارش «باني فيلم»، در مراسم اختتاميه اين فستيوال كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.
حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلمهاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیتهای از کارشناسان بینالمللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شدهاند. در بخش فيلمهاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلمهاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.
*ممنون از
لینک های مربوطه:
Khaleej Times Online و The National Newspaper
از طرف خودم و همه دوستان این جایزه رو به حامد بهداد عزیز تبریک میگم ![]()
![]()
![]()
گفتگوی حامد بهداد و دنیا خمامی با استاد چنگیز جلیلوند رو براتون میذاریم ،میدونم شما هم مثل ما ممکنه خیلی از این فیلمایی که نام برده شده رو ندیده باشید ،برای همین این مصاحبه ماندگاره و تا زمانی که موفق بشید تمام این فیلما رو ببینید این گفتگو تازه و خواندنیه ! از خانم "خمامی" هم برای ترتیب دادن این گفتگوی چند ساعته جذاب متشکریم ![]()
مقدمه :
پدرخوانده ای که اخم نمی کند و متواضع است ،این مهمترین خصیصه اش است،درآنطرف هم پسری که عاشق و شیدای مارلون براندوست .پس شب ،شب پدرخوانده است...
یک طرف: مرد صدا / وقتی با چنگیز جلیلوند تماس گرفتم در پاسخ به من گفت : "از طرف شما ممنونم ،حامد را هم خیلی دوست دارم اما بیشتر از 30 دقیقه نمی توانم برایتان وقت بگذارم ".ساعت 9.30 دقیقه گفت و گویمان شروع شد .از همان ابتدا آنقدر شیرین حرف می زد که مارا وادار به سکوت می کرد.آنقدر انرژی داشت که درنهایت بهداد به او گفت:آقا شما خیلی طالع بلندی داری،من جلوی شما و انرژی تان کم آوردم! تمام اسامی بزرگ سینمای هالیوود و اروپا مثل مارلون براندو ،پل نیومن ،پیتراوتول و...با صدای چنگیز جلیلوند برای ما شناخته شده اند،او آنقدر پر از ذوق و قریحه و استعداد و توانمندی است که من واقعاً موقع نوشتن این مقدمه نمی دانستم باید کدام یک از وجوهاتش را پررنگ تر کنم؟
طرف دیگر :آنتی تکرار / کلیشه واژه ای است که همیشه به عنوان یک روزنامه نگار از آن بیزار بوده ام و فراری.حال اگر قرار باشد که روبروی آدمی ضدکلیشه مثل "حامد بهداد" بنشینی، انگیزه ای بسیار ناب پشت قضیه باشد و برای او چه انگیزه ای بالاتر از "مارلون براندو" و صدای او؟ صاحب این صدا همان کسی است که 8 سال است بهداد می خواهد جایزه اش را تقدیم او کند اما بعد از 10سال حضور هنوز به رغم همه پدیده بودنش ،نتوانسته است این جایزه را نصیب خودش کند.او درابتدا به من گفت : خانوم من این روزها حال خوبی ندارم ! اما وقتی وارد روزنامه شد آنقدر انرژی مثبتی از این فضا گرفته بود که از همان ابتدا مصاحبه را در دست گرفت و دقیقاً 5 ساعت گفت و شنید و خندید و بغض کرد و درآخر با گفتن یک جمله خستگی مرا به در کرد : "این مصاحبه یکی از بهترین گفت و گوهایم بود".
ساعت 1:55 دقیقه نیمه شب است و آقای جلیلوند آنقدر از این گفت و گو راضی است که فراموش کرده به من گفته بود : بیشتر از 30دقیقه نمی توانم برایتان وقت بگذارم!
ادامه مطلب
"ستایش" اگرچه بازیگران حرفهای و سوژهای جذاب داشت اما آن طور که باید دیده نشد و زمانی که رحمانی ساخت دومین فیلمش را شروع کرد کمتر کسی به یاد میآورد که این کارگردان تازهوارد سینمای ایران پیشتر بخت خود را در کارگردانی آزموده است. "دلخون" مسیری متفاوت با "ستایش" دارد و اگر چه طبق گفته کارگردان هر دو فیلم در حوزه علایق و دیدگاه او است ، اما در "دلخون" با چهرهای تازه از رحمانی مواجه میشویم.
رحمانی این بار کارگردانی است که در ستتایش زندگی و زنده ماندن صحبت میکند، قصهاش را به فضای سرد و ساکن زندگی یک محکوم به مرگ میبرد و تلاش میکند از میان بازی تلخ و تراژیک مرگ و زندگی به نقطهای روشن و نورانی برسد. نقطهای که انسان را شایسته زندگی، امید و مهربانی میداند.
"دلخون" فیلم حامد بهداد است، این را خیلیها که "دلخون" را دیدهاند گفتهاند. حامد بهداد در نقشی جذاب حضوری به یاد ماندنی دارد. نقش این فرصت را به او میداده که آن چه در توان دارد برای جلب نظر مخاطب به کار ببند و او مثل هر بازیگر باهوش دیگری از این فرصت به خوبی استفاده کرده است.
او تنها بازیگر نقش اصلی نیست. نقشی که در فراز و فرودهای داستان از قامت یک شیطان به سیمای یک فرشته میرسد، از مرز سیاهی میگذرد و قضاوت درباره خود را به چالشی سخت برای مخاطب تبدیل میکند. بهداد در بازی بیرونی، واکنشهای تند و استفاده از میمیک چهره قابلیت فراوان دارد و در "دلخون" از همه اینها به شکل کنترل شده و هوشمندانه استفاده کرده است.
طبیعی است که درخشش او بازیگران دیگر فیلم را زیر سایه قرار داده است. الناز شاکردوست بازیگر پرکار سالهای اخیر و ستاره فیلمهای تجاری بازی قابل قبولی دارد و به عنوان یک عنصر تبلیغاتی میتواند عامل جذب مخاطب شود. پوریا پورسرخ که در تلویزیون محبوبیت بیشتری نسبت به سینما دارد و هنوز در سینما نتوانسته نقشی قابل توجه بازی کند، در نقشی مکمل در "دلخون" نمره قبولی میگیرد.
آنهایی که "دلخون" را در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دیدند انتظار داشتند هیئت داوران این بار با قاطعیت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به او بسپارند، اما در میان ناباوری بازهم و مانند تجربههای قبلی، بهداد نتوانست سیمرغ بلورین را به دست بیاورد و در بخش فیلمهای اول تنها یک دیپلم افتخار نصیب این بازیگر شد.
رحمانی سه بازیگر اصلیاش را طوری انتخاب کرده که بتوانند برای تماشاگر جذاب باشد و برای دیدن این درام تلخ اجتماعی ترغیب شوند. مثلث بهداد، شاکردوست و پورسرخ امتیازی برای "دلخون" است و آمار فروش فیلم نشان میدهد مخاطب هم از این ترکیب راضی است.
"دلخون" نمیتواند یک فیلم پر فروش باشد، قابلیت تبدیل شدن به فیلمی که تماشاگر کلافه و خسته این روزها را سرگرم کند ندارد، مثل بیشتر فیلمهای پرفروش ماههای اخیر یک کمدی مفرح نیست و پایان تلخ دارد. اما استقبال از فیلم در میانه اکران انواع و اقسام فیلمهای پرمخاطب برای سازندگان آن یک پیروزی به شمار میآید. "دلخون" بیش از 160 میلیون تومان فروش داشته که برای فیلمی تلخ و اجتماعی در شرایطی که از این فیلمها استقبال نمیشود، قابل قبول است.
الناز شاکردوست ستاره این فیلم، فیلم سینمایی "کیش و مات" را هم روی پرده داشت که فروش خوبی داشته و پرمخاطبترین فیلم اکران دوم تابستان بوده، فیلمهای دیگر اکران هم هریک رقیبانی قوی برای جذب مخاطب هستند که امتیازهای کافی برای جلب نظر مخاطب دارند اما "دلخون" در این فضا توانسته به فروش قابل قبول دست پیدا کند و این نشان میدهد سینمای اجتماعی با همه ضعفها و کاستیهایش میتواند دوباره قد علم کند و از میان انبوه فیلمهای عامهپسند مخاطب جذب کند.
پایان تلخ و تراژیک فیلم برای آن یک امتیاز محسوب میشود، رحمانی نخواسته برای رضایت مخاطب و جلب نظر او پایانی خوش و تحمیلی برای این فیلم تلخ اجتماعی درنظر بگیرد. فیلم با همه قوت و ضعفش از طریق این پایانبندی دوباره جان میگیرد و سرپا میایستد.
رحمانی هنوز برای رسیدن به قامت یک فیلمساز کامل و پخته اجتماعی فاصله زیاد دارد، اما "دلخون" لحظههای گرم و خوبی دارد که ضعفهای بعضی بخشهای دیگر را میپوشاند. فیلم به دلیل همین لحظههای تاثیرگذار و موضوع متفاوتش سرپا مانده است و البته پس از پایات تیتراژ آنچه در ذهن تماشاگر باقی میماند بازی حامد بهداد است که "دلخون" بدون تبدیل به فیلمی کاملا معمولی با موضوعی تکاندهنده میشد.
خب طبق روال همیشه این وقت سال باید جشن خانه سینما برگزار میشد که از چندماه پیش معلوم شد که غیر رقابتی برگزار میشه ،حتماً هم بعضی از دوستان آرزو داشتن که حالا که تندیسی درکار نیست لااقل از بازیگرا و کارگردانا و عواملی که زحمتشون تو جشنواره فجر پارسال نادیده گرفته شد تقدیر بشه اما این اتفاق نیفتاد در عوض یک غافلگیری شیرین داشت ،چای تلخ! بعد از سالها دوباره اسم این فیلم به زبانها اومد و وعده هایی برای تکمیلش در مراسم داده شد .به هرحال خدا کنه این وعده ها در حد حرف نباشه هرچند تا حالا فقط حرف بوده اگرم قراره ساختنش قطعی بشه امیدوارم فیلمنامه عوض نشه !
خیلی خوشحالم برای ناصر تقوایی ، سینمای دفاع مقدس و کلیه بازیگرایی که سالها حسرت کامل شدن این فیلم رو کشیدن ،مثل حسین یاری ،مرتضی احمدی ،مرضیه وفامهر ،گلاب آدینه ،حامد بهداد و... ،فقط نمیدونم این همه سال گذشته با تغییر چهره بازیگرا چطوری قراره قسمتای باقیمانده ضبط بشه ؟!
بخشی از گزارش مراسم :
تقدیر كیمیایی از ناصر تقوایی
● كیمیایی: یك سوال مطرح است، چرا ناصر فیلم نمیسازد؟
مسعود كیمیایی كه برای اهدای تندیس او به روی صحنه رفته بود تقوایی را یكی از نزدیكترین دوستاناش طی ۵۰ سال فیلمسازیاش دانست و گفت: یا باید برای ناصر زیاد گفت و یا اصلاً نگفت. اگر در اقیانوس فیلم نساختن وی پا بگذاریم اتفاقاتی میافتد و چیزهایی باید گفت که اینجا جایش نیست. در این ۵۰سال فیلمسازیام دوستانی داشتهام که ناصر یکی از نزدیکترین آنها است و ناصر چند سالی است که فیلم نساخته، سکوت این سالهای ناصر کمتر از فیمسازیاش نیست. اما یک سوال مطرح میشود چرا ناصر فیلم نمیسازد؟
او یادآور شد: یازده ماه پیش آقای جعفریجلوه فیلمنامهای را از من گرفت تا با حمایت فارابی آنرا بسازم، اما طی این مدت به دنبال آن هستم. عمر كاری ما آنقدر نیست كه چنین وقتی را به دنبال فیلم ساختن باشیم. البته شكل فیلم ساختن من با ناصر فرق میكند و به هر طریق فیلمم را میسازم.
● ناصر تقوایی: اگر سخن گفتنم، اثرگذار باشد، دربارهی دلایل فیلمنساختنم خواهم گفت
ناصر تقوایی هم با بیان اینكه علت فیلم نساختناش سر دراز دارد و روزی كه ببیند صحبت كردن دربارهی آن اثرگذار است، سخن خواهم گفت. او ادامه داد: ایرانیها در دو مورد معمولا خیلی غُلو میكنند وقتی یكی را دوست داشته باشیم یا یكی را دوست نداشته باشیم كه البته الان دوست داشتن شامل حال من شده است. وی ادامه داد: امروز واژهی هنرمند به راحتی به كسی داده میشود، اما باید توجه داشت حرمت آن بیشتر است و شاید هركسی لایق آن نباشد. هنرمند فردی است كه وقتی كاری میكند، مردم از آن بهره ببرند و از شما سپاسگزارم كه فرض میكنید، من چنین جایگاهی دارم و خودم را شایسته آن نمیدانم.
بعد از صحبتهای تقوایی صحنههایی از فیلم ناتمام «چای تلخ» به كارگردانی او پخش شد كه بعد از آن عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما خبر از ساخت باقیمانده این فیلم را داد.
عسگرپور در سخنانی گفت: چند سال پیش آقای تقوایی از من خواستند پا در میانی كنم تا این فیلم ادامه پیدا كند كه البته آن موقع مسوولیتی در سینما نداشتم و دوست داشتم موقعیتی فراهم شود تا این كار را بكنم. وی افزود: چند روز پیش با آقای حاجیمیری، تهیهكننده این فیلم صحبت كردم و ۵۰ درصد ازسوی ایشان حل شده است و امیدوارم ۵۰ درصد آقای تقوایی هم حل شود و این كار كه ۶۰ دقیقه آن مونتاژ شده است، ادامه پیدا كند و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهردار تهران هم كه اینجا هستند، میخواهم حمایت كنند.
بخشهایی از وِیژه نامه بانی فیلم :گفتگو با "نیکو خردمند" ، گفتگو با "ناصر تقوایی"، درباره تقوایی
آخرین خبر : حاجی میری، تهيهكننده «چاي تلخ» گفت: در صورت تأمين خواستهها، حاضرم توليد فيلم را به مجري طرحي كه از طرف خانه سينما معرفي شود، بسپارم تا اين فيلم هر چه سريعتر به جشنواره فيلم فجر امسال برسد. لینک
"حسین یاری " ،"گلاب آدینه"و "حامد بهداد" در نمایی از "چای تلخ" ناصر تقوایی
* با تشکر از رها و مریم عزیز![]()






