تبليغاتX
و حامد بهداد ...

تمرین "سگ سکوت" آغاز شد
شنبه 30 آذر1387 ساعت 6:44 بعد از ظهر

تمرین جدیدترین نمایش آروند دشت آرای "سگ سکوت" با بازی پانته آ بهرام، حامد بهداد، امیر جعفری، علی قربان زاده، سارا ریحانی و حمید فلاحی آغاز شد.
به گزارش "بانی فیلم"، آروند دشت آرای که این بار با تجربه ای تازه تر، نمایش جدید خود را به صحنه می آورد، با انتخاب نمایشی داستانی تر از گذشته و با استفاده از بازیگران چهره، تجارب دنیای حرفه ای تئاتر را با شیوه کاری خود، تئاتر تجربی در هم می آمیزد.
طلا معتضدی متن "سگ سکوت" را نوشته است و داستان آن سوژه ای درباره بازگشت به خانه پدری و اتفاقات عجیبی است که در آن خانه رخ می دهد، خانه ای که با گذشته فرق کرده.
عطا شخصیت اصلی نمایش پس از سالها به همراه همسر باردارش به خانه پدری باز میگردد تا همسرش در خانه پدری زایمان کند، اما با اتفاقات تازه ای در آن خانه مواجه می شود...
روز گذشته گروه جدید دشت آرای در یک مکان شخصی نخستین روز تمرین نمایش را سپری کردند.

حامد بهداد در حال تمرین

به گفته دشت آرای هنوز یکی از بازیگران نمایش تکمیل نشده و بزودی بازیگر مرد دیگری به گروه اضافه می شود. آروند دشت آرای سال 1381 گروه هنرهای اجرایی "ویرگول" را پایه گذاری کرد و این گروه تاکنون نمایش ها و پرفورمنس های زیادی را در این و کشورهای مختلف به صحنه درآورده اند. آنها سال گذشته با یک نمایش در یکی از بخش های جنبی جشنواره معروف تئاتر آوینیون حضور داشتند.

"سگ سکوت" قرار است امسال در یکی از سالن های تئاتر شهر به صحنه آید.


امسال شب یلدا و تولد رودکی رو همزمان جشن میگیریم...حیفم اومد براتون شعری نذارم...دو رباعی از رودکی...

 جز حادثه هرگز طلبـــم کس نکنـــــد                         یک پرسش گرم جز تبم کس نکنـــــد

   ورجان به لب آید، به جز مردم چشم                          یک قطره ی آب بر لبــم کــس نکنــــد 
    

                                                         ****


 

        با داده قناعت کن و با داد بزی                     در بند تکلف مشو، آزاد بـــزی              

 

    در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور              در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی           

                     

 

                                                            

یلدا مبارک...

روز را خورشید می سازد و روزگار را ما، ما را قلب زنده نگه می دارد و قلب را عشق...پس روزگار را عاشقانه بساز

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
دو مصاحبه...چند خبر...و یک نمایش فیلم
یکشنبه 24 آذر1387 ساعت 1:10 قبل از ظهر

مطالب این پست زیاده...ولی قبل از هرچیز دیدم بهتره خبر و لینک مصاحبه ای رو که آیدا برام فرستاده بود براتون بذارم!

مستند «دوربين روشن» درباره‌ي زنده‌ياد مهرداد فخيمي به كارگرداني دخترش ـ مريم فخيمي ـ در جشن تصوير سال به نمايش درمي‌آيد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين فيلم 3 دقيقه‌اي هديه تولد، مريم فخيمي به پدرش است كه همزمان با چهلمين روز درگذشت اين فيلمبردار با سابقه ـ سوم مهرماه ـ ساخته شده و برداشت مريم فخيمي از پدرش است.
اين فيلم ساعت 30/17 امروز _ شنبه 23 آذرماه _ اكران مي‌شود.

هم‌چنين ديگر ساخته اين فيلمساز با نام «روياي زمين» با نقش‌آفريني بازيگراني هم‌چون حامد بهداد، صابر ابر و رويا جاويدنيا روز پنج‌شنبه ـ 28 آذر ماه ـ ساعت 17:30 اكران مي‌شود.
اين فيلم كلاژي از مستند داستاني و انيميشن است و به مساله‌ي صلح مي‌پردازد."

اینم لینک برنامه اکران فیلمای جشن تصویر سال
http://www.iranartists.org/article.aspx?id=1247

مصاحبه ی خانواده سبز با حامد بهداد

ممنون از آیدای نازنین!

 


 مصاحبه الناز شاکردوست با حامد بهداد (مجله رویش)

حامد بهداد:
فروشش با شاکردوست و پورسرخ، اعتبارش با من


دلیل حضورت در "دلخون" چه بود؟
نمیدونم...شد!

فضاها رو چطور دیدی؟
بعد از ورود خودم خوب.

خودخواهی نمی کنی؟
می تونه باشه، می تونه نباشه.

نگاهت به این فیلم چیست؟
نگاهی مربوط به کار خودم. اینکه بازم می دونم سکانسهام بهترین سکانسهای فیلمه و جذاب تر از بقیه ی سکانسها، فقط دلم می خواست با پوریا پورسرخ هم سکانسی برای بازی داشته باشم.

چرا؟!
چون پوریا رو دوستش دارم.

چرا فکر می کنی سکانسهای تو بهترین سکانسهای فیلمه؟
فکر نمی کنم، مطمئنم. دوست و دشمن هم همین رو می گن.

پیش بینی ات راجع به فیلم؟
فروشش با الناز شاکردوست و پوریا پورسرخ، اعتبارش با من.

دلیل تغییر دادن صدایت چه بود؟
من به جذابیت های سینمای قبل از انقلاب فکر می کنم. به دورانی که صداهای بازیگران رو دوبله می کردند. صداهایی مثل چنگیز جلیلوند، منوچهر اسماعیلی، ایرج ناظریان، ناصر طهماسب و ... ممکنه اونها نتونند عین خود بازیگر فضای ذهنی اونها را همزمان صدا بذارن اما کافیه یه بازیگر تا حدی بتونه خودش این کار رو بکنه. برای فیلمهایی که کارگردانش زمان مدرنیته ای نداره(منظورم از مدرنیته روایت سینمایی امروزیه) این نوع بازیگری صدمه ای به پیکر فیلم نمی زنه مضاف بر اینکه سینما و بازیگری و هر آن چیزی که مرتبط به این مقوله است تا یک مقطعی نیز سرگرم کننده ی عوام است. تو به عنوان یک هنرمند یا یک بازیگر هنرمند می بایست تعداد بالای مخاطب خود را تشخیص دهی که در کدام طبقه است، مثلا مخاطب سینمای کیارستمی شیوه ی دیگری از تو مطالبه می کند. همینطور سینمای بهمن قبادی، پس تو باید بر همان اساس بازی ات را مبتنی بر روایت سینماگر کنی، یعنی کارگردان. کما اینکه نوع بازیگری و شیوه ی دیالوگ گویی در سینمای مسعود کیمیایی و علی حاتمی تفاوت خودش را دارد و به همین میزان دیگر کارگردانها...

موهایت را به خاطر نقش این فیلم تراشیدی؟
سرم را به خاطر فیلم "شبانه روز" به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علی محمدی تراشیدم تا بتوانم از سر و صورتم قالب بگیرند و وقتی که دیدم این اتفاق با فیلم بعدی چفت شده به جهت نوع گریم با خودم گفتم چرا که نه؟

از اونجایی که خودم هم بازیگر این فیلم هستم احساس کردم بین تو و کارگردان فیلمت فرسنگها فاصله است، چه جوری با این قضیه کنار اومدی؟
سینما کاری است گروهی و از تجمع افکار و ایده ها و انواع و اقسام پیشنهادها شکل نهایی خودش را بدست می آورد، به هرحال من جزئی از این تیم هستم و قرارداد امضا کرده ام و از طرفی قراره دیده بشم، خب مسلما از هیچ کمکی فروگذاری نخواهم کرد. اندیشه ی برتر همیشه راه خودش را عین آب پیدا می کنه، چه مال من باشه چه مال کارگردان، چه مال شما. اینجوری کنار میام.

حس یک زندانی که اول میدونه قراره اعدام بشه...و چطور بهش نزدیک شدی؟
اصولا اعتقاد ندارم در بعضی از فیلمهایی که کار کرده ام به نقش نزدیک شدم یا حتی نقش رو به خودم نزدیک کردم. تکرار می کنم در بعضی از فیلم ها. تا جایی که می تونم نقش رو جذاب می کنم. شخصیت رو کاریزماتیک می کنم. تماشاگر این حق رو داره که محو فیلم بشه تا قصه به جونش بشینه. یکی از واسطه های رسوب قصه اجرای بازیگر می باشد. و حالا اینها بر میگردد به لباس، گریم، فیلمبرداری، اجرا، میزانسن، دکوپاژ و خیلی چیزهای دیگر... تو باید بتونی به عنوان یه بازیگر باهوش از این ابزار بیشترین استفاده رو بگیری.

نظرت راجع به اتفاقی که برای فیلم "دلخون" در جشنواره ی فجر می افتد چیست؟
نظر خودت چیه؟

یاد گرفتم که هیچوقت پیش بینی نکنم، تو چی؟
میدونی این همون کاریه که یه بازیگر به عنوان یه کارشناس باید پیش بینی کنه...

بله، ولی بحث تخصص و تکنیک جدا از سیاست های پیش بینی نشده ی شوراهاست.
درسته، اینها از هم جدا هستند ولی دلیل نمیشه که چیزی راجع بهش ندونی یا نتونی پیش بینی نزدیک به واقعیتی که براش اتفاق می افته نکنی...به هرحال تو پیش بینی ات رو نگفتی. من میگم...پشیمون شدم، نمیگم. ولی بذار بهت بگم که می دونم.

چقدر خوبه که الان فصل فیلمبرداریه این فیلم پاییزه؟
آره، خب من درست توی این فیلم در فصلی اعدام میشم که در واقع توی همون فصل بدنیا اومدم پر از رنگهای قرمز و نارنجی و بنفش و سبز و ...

راستی یادم رفت تو آبانی بودی، تولدت مبارک!


یادداشت پانته آ حسینی(منشی صحنه):
وقتی فیلمنامه ای رو می خونیم وارد یه دنیای جدید می شیم، دنیایی که قراره ساخته بشه و ما در هر سمتی که باشیم قراره یه جای حتی کوچیک از ساخت اون دنیا رو داشته باشیم. همیشه دوست داریم فیلمنامه ای رو که می خونیم وقتی به سکانس آخرش می رسیم و فیلمنامه رو می بینیم یه چیز هیجان انگیز باشه.

با خواندن "دلخون" شاید به اون تزکیه ای که ارسطو توی فن شعرش می گه نرسیده باشیم ولی می بینیم فیلمنامه ی جدید موضوعی رو مطرح کرده که ما شاید تا حالا بهش فکر نکردیم و این برامون جالبه حتی اگه یه جاهاییش رو دوست نداشته باشیم؛ یه آدمی(عماد) با کشتن یه آدم دیگه(نسترن، همسرش) حق زندگی کردن رو ازش می گیره حالا می خواد به جای اینکه اعدامش کنن قلبش رو اهدا کنه تا شاید عذاب وجدانش کمتر بشه، برای حل مسئله اش وکیلی(دلارام) کمکش می کنه و ...

حالا یه گروه 40نفره جمع شدن تا این پازل زندگی رو کامل کنن، حالا اینکه هرکدوم چطوری وارد گروه شدن هرکدوم یه داستان دیگه ست ولی تا حالا که نیمی از کار گذشته تیکه های این پازل خیلی خوب کنار هم قرار گرفته. حالا اینکه چی پیش می آید، بیاییم و بسپاریم به زمان و اتمام کار. مطمئنا عالی میشه! ببین قلبت چی میگه!؟

 
یک سکانس از دلخون

۴۷ - شب. داخلی. زندان

فواد و دوست زندانی اش لبه ی تخت نشسته اند و با شیشه ی مربا چای می نوشند. بیشتر زندانیان توی سلول خوابیده اند و چندتایی سرشان به کار خود گرم است.
فواد: (به نقطه ای خیره مانده است) چند دقیقه طول می کشه.
زندانی: از اینکه زخم دلت رو بچلونی خوشت میاد.
فواد (با دقت نگاهش می کند.)
زندانی: میگن اول گردن آدم می شکنه...میگن اون لحظه دلت می خواد با دست طناب رو پاره کنی! ولی دستهای آدم رو میبندن! همینش وحشتناکه!
فواد: مردن با اون چیزی که آدم میبینه خیلی فرق داره!
زندانی: میگن کسی که میمیره اون لحظه بیشتر طول می کشه! بعدازظهری خواب بچگی هام رو دیدم، خواب مدرسه مون، روزهای امتحان. انگار داری یه بار دیگه فیلم زندگی ات رو میبینی، همه ی روزها دوباره تک تک می اومدن جلوی چشمم، حتی چیزهایی رو که کلا یادم رفته بود دوباره می دیدم. از اول تا روزی که افتادم زندون!
فواد: خب!
زندانی: وقتی از خواب پریدم انگار صد ساله تو این دنیا نیستم. به ساعت نگاه کردم، فقط 5 دقیقه خوابیده بودم! باورت میشه؟ فقط 5 دقیقه، همین 5دقیقه یه عمر طول کشیده بود!
فواد: یه عمر، یه لحظه...
فواد همچنان به نقطه ای خیره مانده است.

 * فکر می کنم منظور از فواد، عماد باشه که اشتباه درج شده! چون مطمئن نبودم تغییرش ندادم.


علیدوستی به صدر عاملی رسید.

پایان یافتن فیلمبرداری "تردید" بعد از یکصد روز کمک بزرگی به روند تولیدات سینمایی ایران کرد. سه بازیگر اصلی فیلم ترانه علیدوستی، بهرام رادان و حامد کمیلی که هرکدام از مدت ها قبل قراردادهایی با پروژه های جدید امضا کرده بودند سرانجام موفق شدند بعد از چند هفته تاخیر به تعهدشان عمل کنند. "راه آبی ابریشم" به خاطر بهرام رادان، "پسر آدم، دختر حوا" به خاطر حامد کمیلی و "زندگی با چشمان بسته" به خاطر ترانه علیدوستی در مرحله پیش تولید متوقف بود که با پایان "تردید" پروژه ی دوم جلوی دوربین رفت و پروژه های اول و سوم به مرحله ی فیلمبرداری نزدیک شدند.
در فیلم صدرعاملی حامد بهداد و ترانه علیدوستی نقش های اصلی را بازی می کنند. این دومین همکاری علیدوستی و صدرعاملی بعد از "من ترانه ۱۵ سال دارم" خواهد بود.

 حمید فرخ نژاد در یک قدمی "مواد"

با صدور مجوز ساخت فیلم سینمایی "مواد"، این پروژه وارد مرحله پیش تولید شد. کار جدید داودنژاد بر خلاف دو فیلم قبلی اش "هوو" و "تیغ زن" یک فیلم اجتماعی با مضمون مواد مخدر است که دو بازیگر اصلی مرد دارد.
فعلا حمید فرخ نژاد گزینه اصلی بازی در "مواد" است.
البته گفته می شود به دلیل مشغله کاری فرخ نژاد شاید این بازیگر به بازی در فیلم داودنژاد نرسد. حامد بهداد و الناز شاکر دوست دیگر گزینه های بازی در این فیلم هستند. این احتمال وجود دارد که در صورت عدم توافق با بازیگران مورد نظر، داودنژاد از نابازیگران در فیلمش استفاده کند.

 حامد بهداد با "سگ سکوت" روی صحنه تئاتر

اولین تجربه تئاتری حامد بهداد بزودی روی صحنه می رود. کارگردانی این نمایش را که عنوان آن " سگ سکوت" است آروند دشت آرای بر عهده دارد.
بهداد در این نمایش با پانته آ بهرام و علی قربان زاده همبازی خواهد بود. قرار است امیر جعفری نیز یکی از نقش های نمایش "سگ سکوت" را بازی کند. بهداد که به تازگی بازی اش در فیلم سینمایی "دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی به پایان رسیده این روزها مشغول تمرین با این گروه نمایشی است.
به احتمال فراوان اجراهای این نمایش با فیلمبرداری فیلم صدرعاملی همزمان خواهد شد.


گزارش پشت صحنه دلخون (مجله زندگی ایده آل)

 قصاص برای حامد بهداد

نازنین قنبری، مهدخت اکرامی:

وقتی عکس های حامد بهداد را در فیلم دلخون دیدیم و همین طور وقتی شنیدیم نقش یک قاتل را بازی می کند. تصمیم گرفتیم به پشت صحنه فیلم برویم و گزارشی تهیه کنیم. از همان ابتدا با مسعود اطیابی (تهیه کننده) قرار گذاشتیم تا در صحنه ی پایانی این فیلم که در واقع آخرین سکانس بازی حامد بهداد هم بود. حضور داشته باشیم. این موضوع بسیار برایمان اهمیت داشت و برای همین وقتی دفعه اول به لوکیشن رفتیم و بازیگران اصلی حضور نداشتند، به ناچار بازگشتیم.
فیلم برداری سکانس آخر این فیلم باید در دادگاه ضبط می شد و چون گروه نتوانسته بود برای این کار فضای دادگستری واقعی را به مدت طولانی در اختیار داشته باشد، مجبور شده بود یکی از اتاق های مجتمع بهزیستی (لوکیشن کنونی) را گرفته و به شکل دادگاه بازسازی کند. در واقع به این ترتیب طلسم سکانس دادگستری شکسته و ما در ساعت ۲ بعد از ظهر به گروه فیلم دلخون پیوستیم.

کوچیکت ام حبیب جان!
از راهرویی که پر از سیم و چهار پایه و... است و حالت آشفته ای دارد عبور می کنیم و وارد اتاق (در واقع همان دادگاه) می شویم. به نظر می رسد گروه طراحی برای بازسازی این صحنه زحمت زیادی کشیده باشند. آنان تلاش کرده اند با چیدمان صندلی، میز قاضی و شهود فضا را به واقعیت نزدیک کنند.
دو صندلی خالی پیدا می کنیم و پشت هنرورانی که در این صحنه حضور دارند می نشینیم. آن قدر ساکت همه چیز را زیر نظر می گیریم که گریمور فیلم ما را با هنروران اشتباه می گیرد و می گوید:"برای گریم بیایید!" ما هم می خندیم و می گوییم که خبرنگار هستیم. از بازیگران فقط حبیب دهقان نسب و افسانه ناصری گریم شده اند و با لباس سر تا پا مشکی در جایگاه مدعوین نشسته اند. در همین لحظه حامد بهداد با تیپی کاملا اسپرت می رسد. با شیطنت همیشگی خود بلند می گوید:"همگی سلام و عرض ادب" و رو به حبیب دهقان نسب می گوید: "کوچیکت ام حبیب جان!" بعد به اتاق گریم می رود . ما هم که عکس های گریم متفاوت او را دیده بودیم برای کنجکاوی به اتاق گریم می رویم.
الناز شاکردوست روی میز داخل اتاق به حالت چهار زانو نشسته و با گریم و لباس صحنه همان طور که با حامد بهداد صحبت می کند، فیلم نامه و دیالوگ هایش را هم می خواند.

گریم راضی...لباس ناراضی
مهین نویدی(گریمور) در حالی که به گریم بهداد نظارت دارد از او تعریف می کند و می گوید: "تو همیشه بهترین هستی!" کنار چوب رختی لباس های اعضای گروه، امیر عابدی (عکاس فیلم) نشسته و عکس های فیلم را در لپ تاب اش به الناز شاکردوست نشان می دهد . او گاهی نظر می دهد و گاهی هم بهداد را صدا می کند تا عکس هایش را ببیند. گریم حامد تمام می شود و می خواهد لباس مناسب را انتخاب کند و از تی شرتی که به تن دارد ناراضی است. می گوید:"با این تی شرت حسی که به نقش ام بخورد را ندارم." همراه یکی از اعضای گروه چند تی شرت و بلوز را امتحان و خودش را جلو آینه نگاه می کند . در نهایت یک تی شرت مشکی که روی آن چاپ سفیدی است را می پوشد. پس از آن وارد اتاق دادگاه می شود و با مسوولین حوزه هنری که برای دیدن پشت صحنه آمده اند، سلام می کند. در همین لحظه "بابک حمیدیان" به همراه همسر خود با یک جعبه شیرینی وارد می شوند . از حضور او بسیار تعجب می کنیم. البته بعدا متوجه می شویم برادر او “سیامک حمیدیان” از عوامل صحنه است و به دلیل شب آخر فیلمبرداری از بابک دعوت کرده تا به پشت صحنه بیاید...

بهداد پشت دوربین
جعبه شیرینی در سالن پخش می شود. افسانه ناصری از عوامل می خواهد به او هم تعارف کنند. با این که فضای داخل اتاق بسیار شلوغ شده، فیلم برداری شروع می شود. قرار است در این صحنه حبیب دهقان نسب، قصاص قاتل دخترش را از قاضی تقاضا کند. محمدرضا رحمانی(کارگردان فیلم) هنگام فیلمبرداری در گوشه ای آرام و ساکت ایستاده و نظاره گر است، اما حامد بهداد با شور و هیجان پشت دوربین ایستاده و با اشاره هنروران را هدایت می کند. گاهی گریم شان را تغییر می دهد و بالاخره پس از پایان بازی شان با گفتن عالی بود و ماشاا... آن ها را حمایت می کند.

این خودشه...!
در اتاق گریم که کتابخانه ای به اندازه در و دیوارها دور تا دورش را پوشانده . شلوغ است و هر چیزی که بخواهید در آن پیدا می شود. پوریا همراه با امیر عابدی و بابک حمیدیان مشغول صحبت راجع به مسائل کاری هستند و این طرف الناز شاکردوست با موبایل مشغول آدرس دادن به پشت خطی خود است. لحظاتی بعد میهمانان او که جمعیت کمی هم نیستند، از سر پرستار بیمارستانی که برادرش(علی) آن جا بستری بوده، تا دیگر دوستان اش وارد می شوند که سکانس پایانی بازی او را از نزدیک مشاهده کنند. شاکردوست تک تک بازیگرانی که در اتاق هستند را به دوستان اش معرفی می کند و در مورد نحوه انتخاب لوکیشن حرف می زند و می گوید: "از ظهر برای ضبط یک پلان آمده ایم که هنوز به اتمام نرسیده است." این بار صحنه حضور عماد(حامد بهداد) با "خانم سیما دلارام"(شاکردوست)گرفته می شود. بهداد روی صندلی نشسته و شاکردوست نیز کنار او. با این که کفش بهداد در دوربین معلوم نمی شود ولی با حساسیت زیاد می خواهد که آن را عوض کند و دمپایی بپوشد تا حس یک زندانی واقعی را داشته باشد. حسن کریمی(فیلم بردار) به او می گوید: "پیراهن ات مناسب نیست!" به همین دلیل تصمیم می گیرند او لباس دیگری بپوشد. به گزینه های مختلفی فکر می کنند تا این که شاکردوست پیشنهاد می دهد: "بهتر نیست یک پیراهن مردانه بپوشی؟" گروه پیراهن مردانه راه راهی می آورند و شاکردوست با دیدن آن می گوید:"این خودشه!"
پورسرخ و حمیدیان کنار هم نشسته اند. البته حمیدیان کمی معذب نشسته چون صندلی اش خراب است! اما با این حال بازی حامد بهداد را با دقت دنبال می کند. بهداد در این پلان فقط بازی با نگاه اش دارد و آن قدر این صحنه را دیدنی و تاثیر گذار بازی می کند که حمیدیان از آن طرف اتاق خیلی آهسته رو به او می گوید:"جونم!" گرچه که ما شنیدیم. وقتی از اتاق خارج می شدیم از ابراز احساسات اش پرسیدیم و او گفت:"من برای دوستان ام که آن قدر خوب بازی می کنند. بغض می کنم و خیلی دوست شان دارم".

تماشاگر را میخکوب می کنم!
به سراغ حامد بهداد می رویم و از او درباره نحوه حضورش در این فیلم می پرسیم..."قبلا به من پیشنهاد بازی در این فیلم داده شده بود. وقتی سر فیلمبرداری شبانه روز بودم فیلمنامه بدستم رسید. از آن بدم نیامد، بعد هم راجع به مسائل مالی صحبت کردیم که به توافق رسیدیم." او می گوید:"در تمام فیلم هایی که بازی می کنم وسواس به خرج می دهم. ولی در این کار احساس مسئولیت بیشتری می کنم. در همه جا و همه ی سکانس ها سعی میکنم حضور داشته باشم. شاید بعضی ها بگویند حامد دخالت می کند! اما همه این ها به خاطر اهمیتی است که برای دلخون قائل ام." بهداد فقط از یک نفر تشکر می کند و فکر می کند که در یک لحظه بازی اش احتیاج به یک فوت کوزه گری داشته که به حبیب رضایی تلفن زده و از او برای بازی اش کمک خواسته است. برای ما که باور چنین کاری سخت بود. این نشان می دهد که بعد از این همه سال هنوز هم هنرپیشگی برایش عشق است و سعی می کند آن را با رفتار درست نگه دارد. او در این فیلم نقش مردی را ایفا می کند که با خیانت همسرش مواجه می شود و او را به قتل می رساند. او می گوید:"این نقش برای من کاملا ملموس است. ضمن این که این کار را فقط به خاطر ذائقه مردم و مخاطب عام قبول کردم و لاغیر!" بهداد معتقد است که دلخون به خاطر پورسرخ و شاکردوست تماشاگر را به سالن سینما می کشاند. اما او هم آن ها را در صندلی میخکوب می کند. ساعت حوالی ۹ را نشان می دهد و جمعیت در راهرو پراکنده هستند... ما قصد رفتن می کنیم و با این که آقای اطیابی خیلی اصرار دارند شام خداحافظی را در کنار گروه باشیم، از آن ها تشکر کرده و مجتمع را ترک می کنیم.

 ** بابک حمیدیان و بهداد بسیار صمیمی و گرم یکدیگر را بغل می کنند و مشغول صحبت می شوند... بهداد به همسر بابک حمیدیان می گوید: "خانم کمتر می بینیم تان!"

** "رضا عطاران" یکی دیگر از میهمانانی است که بنا به دعوت تهیه کننده برای دیدن سکانس پایانی فیلم به جمع گروه پیوسته. عطاران با یک شلوار شش جیب و پولوور قرمز و کلاهی که تقریبا همیشه به سر دارد، به همه سلام می کند و در کنار سایرین حاضر در سالن می ایستد.

**موبایل بهداد مرتب زنگ می خورد و او هم زمان در حال مدیریت چند کار است. با بعضی تلفن ها به هیجان می آید و با بعضی دیگر که انگار اخبار خوشی را به او نمی رساند، به شدت عصبی می شود؛ او مدام راهروی آن طبقه را می رود و می آید، به افراد حاضر در ان جا چیزی را گوشزد می کند و کاملا محیط را زیر نظر دارد.

عکسها: 

  Picbaran Picbaran Picbaran


باز هم بابت کیفیت بد عکسها شرمنده...هروقت با اسکنر کار دارم خرابه!!! همه عکسها هم برای مجله رویش بود...زندگی ایده آل عکس جدیدی نداشت که براتون بذارم! یک قسمت کوچکی از پشت صحنه دلخون رو تایپ نکردم چون مربوط به بهداد نبود...چند یادداشت هم از عوامل دلخون در مجله ی رویش بود که تایپ نکردم چون احساسشون رو نسبت به کار گفته بودن و به جز صحبتهای منشی صحنه که خلاصه ی داستان رو کامل تر توضیح داده بود و به نظرم جذاب اومد بقیه صحبت خاصی نکرده بودن! همین!

 

 

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
پیشنهاد
چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت 2:30 قبل از ظهر
اومدم پیشنهاد کنم مصاحبه دکتر جلالی فخر با استاد آیدین آغداشلو رو بخونین! از رک بود استاد خوشم میاد، بی غل و غش حرف میزنن!

متن مصاحبه

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
هرشب تنهایی
سه شنبه 19 آذر1387 ساعت 0:38 قبل از ظهر

سلام

امشب تو ویژه برنامه ی شبکه یک که اجراش رو فرزاد حسنی بعهده داشت، رسول صدرعاملی رو دعوت کرده بودن و ۴۵ دقیقه مهمان برنامه بود!

۱۵ دقیقه در مورد زیارت و زائر و علت ساخت فیلمهایی با تم زیارت بحث کردن...۲۰ دقیقه هم در مورد فیلم "شب" صحبت کردن و البته دو تیکه از فیلم رو هم نشون دادن! یاد خسرو شکیبایی هم بخیر!

۱۰ دقیقه ی آخر هم سهم "هرشب تنهایی" بود...رسول صدرعاملی توضیح داد که برای نقش عطیه ابتدا با هدیه تهرانی به توافق رسیده بودن و بعد به دلایلی این همکاری شکل نگرفته و از لیلا حاتمی دعوت به همکاری کرده...و ابراز خوشحالی کرد از این همکاری و گفت "حالا که نگاه میکنم میبینم این نقش برای حاتمی بوده!" در ادامه گفت حامد بهداد اعتقاد داشته که هیچ ربطی وجود نداره بین حاتمی و خودش...صدرعاملی هم بعد از اشاره به حرف بهداد گفت و واقعا هم ربطی نداره...حاتمی آرام و حامد بهداد بی قرار و بعد خندید و گفت احتمالا حامد قبل از اینکه بیاد بازی کنه دوتا آرام بخش می خورده...و تشکر کرد از بهداد و گفت واقعا مایه گذاشت! و البته تشکری هم حاتمی کرد که کمی بعد از بچه دار شدنش حاضر به همکاری شده!

در آخر هم سکانسی از فیلم رو پخش کردن! من چون غافلگیر شدم با اولین چیزی که دستم اومد سعی در ضبط این تیکه از فیلم داشتم و موبایل رو برداشتم و فیلم گرفتم! کیفیتش بده و صدای درستی هم نداره ولی چک که کردم دیدم قابل تحمله و براتون آپلود کردم! با دیدن این یک سکانس آرزو کردم هرچه زودتر فیلم اکران شه...نگاههای حاتمی و بهداد خیلی دوستداشتنی بود! و آرامشی که بهداد با چنگ و دندون سعی در حفظش داره و یه جایی دیگه از دستش در میره! حالا خودتون ببینید! امیدوار مقبول بیفته!

هیچ صحبتی هم از فیلم "زندگی با چشمان بسته" نشد!

هرشب تنهایی - دانلود کنید!

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: دانلود | لینک ثابت |
موج سوم" در مرحله ساخت موسیقی"
دوشنبه 18 آذر1387 ساعت 3:18 بعد از ظهر

تدوین فیلم سینمایی "موج سوم" به کارگردانی آرش سجاد حسینی توسط آرش معیریان تا آخر آذرماه به پایان می رسد.
آرش سجاد حسینی در گفتگو با راه فیروزه گفت: تدوین فیلم توسط آرش معیریان تا آخر آذرماه به پایان می رسد و مهدی گورنگی نیز ساخت موسیقی فیلم را آغاز کرده است.

فیلم "موج سوم" روایتگر رابطه بین نسل اول و نسل سوم انقلاب است. حامد بهداد، مهرداد صدیقیان، یوسف مرادیان، شایسته ایرانی، قربان نجفی، رضا رویگری و ستاره پسیانی در این فیلم ایفای نقش کرده اند.

منبع :بانی فیلم

** یه نکته رو هم اضافه کنم! یه مدت مشکلی برای نظرسنجی و شمارشگر وب پیش اومده بود که من مجبور شدم جفتش رو حذف و از اول بسازم! در نیتجه اگر کسی میخواد تو نظر سنجی شرکت کنه دوباره نظرش رو ثبت کنه!

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
احتمال حضور حامد بهداد با سه فیلم در جشنواره فجر
یکشنبه 10 آذر1387 ساعت 11:14 بعد از ظهر

بعد از اعلام آمادگی عوامل فیلم های "شبانه روز" و "دلخون" برای حضور در جشنواره ی فیلم فجر، گروه سازنده ی "موج سوم" نیز اعلام کرد؛ فیلم را برای حضور در جشنواره آماده خواهد کرد. با این حساب حامد بهداد با سه فیلم، حضور پررنگی در جشنواره خواهد داشت.

بهداد در نمایی از فیلم ها

فيلم سينمايي «موج سوم» نخستين تجربه آرش سجادي‌حسيني با بازي مهردادصديقيان، شايسته ايراني، رضا رويگري، يوسف مراديان و حامد بهداد در مرحله تدوين توسط آرش معيريان قرار دارد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اين فيلم سينمايي كه توسط مؤسسه شهيد آويني در حال توليد است، توسط عليرضا زرين‌دست مرحله فيلمبرداري را پشت سر گذاشت و وارد مرحله تدوين شد.
بنا بر اين گزارش، كيانوش عياري در اين فيلم سمت مشاور كارگردان را به عهده دارد. اين فيلم نسل اول انقلاب و نسل سوم انقلاب را مورد قياس قرار داده و دغدغه‌هاي هر يك از نسل‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهد و قرار است براي نمايش در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر آماده شود.
رضا رويگري، يوسف مراديان و حامد بهداد در كنار بازيگران چون مهرداد صديقيان، شايسته ايراني، ليدا عباسي، قربان نجفي، ستاره پسياني در «موج سوم» به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

عوامل فيلم عبارتند از:
تهيه كننده: مؤسسه فرهنگي هنري شهيد آويني، مديرتوليد: مجتبي اميني، مجري طرح: مصطفي سلطاني، مشاور توليد: حسن مصطفوي، كارگردان: آرش سجادي حسيني، نويسنده: اميرعباس پيام، مديرفيلمبرداري: عليرضا زرين دست، مشاور كارگردان: كيانوش عياري، مديريت صداي فيلم: اصغر آبگون، طرح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني، طراح صحنه و لباس: بابك پناهي، تدوين: آرش معيريان، مهدي مهرنيا، جانشين مديرتوليد: روح‌الله كاظم‌زاده، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: مصطفي سلطاني، موسيقي: مهدي گورنگي ، جلوه‌هاي ويژه: مهدي ذاكري،عكاس: ناصر سجادي حسيني، صدابرداري: اميررضا ابراهيم زاده، دستيار اول فيلمبرداري: كورش سيگارودي، منشي صحنه: مريم اوليايي، تصويربردار و كارگردان پشت صحنه: امير عزيزي، مديرمالي: الهه باقري، دستيار مالي: سارا شريفيان،بازيگران: مهرداد صديقيان، شايسته ايراني، ليدا عباسي، قربان نجفي، ستاره پسياني، محمود راسخ‌فر، عليرضا شيخ الاسلامي، امير عزيزي، پريسا افسرپور، سوگند قلي زاده، اشكان سهيلي، سهي بانو ذوالقدر، پروانه سادات احقاقي با هنرمندي: رضا رويگري، يوسف مراديان و حامد بهداد.

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
"نمایش "سگ سکوت
جمعه 8 آذر1387 ساعت 3:44 بعد از ظهر

حامد بهداد ستاره ی سینمای ایران به همراه پانته آ بهرام و علی قربانزاده درنمایش "سگ سکوت" به کارگردانی آروند دشت آرای ایفای نقش می کند.

به گزارش بانی فیلم "سگ سکوت" نوشته طلا معتضدی است که چندی پیش طرح ان توسط گروه اجرایی "ویرگول" برای اجرای عمومی به تئاترشهر پیشنهاد شد اما مورد پذیرش مدیریت قبلی تئاتر شهرقرار نگرفت .علاوه بر حامد بهداد؛ پانته آبهرام و علی قرابان زاده به همراه یک بازیگر معروف دیگر سینما دراین نمایش ایفای نقش خواهند کرد. حامد بهداد تاکنون تجربه بازی حرفه ای درتئاتر را نداشته است. او که فارغ التحصیل تئاتر از دانشگاه است، تئاتر را از کلاس های آموزشگاه حمید سمندریان آغاز کرد.

آروند دشت آرای پیش از این،نمایش های زیادی را با اعضای ثابت گروه اجرایی "ویرگول" به صحنه برده وچندی پیش نمایش "راهشو پیدا کن" رادریکی ازبخش های فستیوال معروف ادینبورگ به صحنه برد.
این گروه حدود دوسال موفق به اجرای آثارشان درداخل کشور نشده اند و سه نمایشنامه آنها درسال گذشته موفق به حضور درجشنواره های فجر و اجرای عمومی نشد.

تمرینات "سگ سکوت" باگروه جدید به تازگی آغازشده است.

** اگر این قضیه جدی شه، فکر کنم یکی از بهترین اتفاقات دوران کاری بهداد خواهد شد...هیچ اطلاعی در مورد منبع خبر ندارم...اما پونه میگه که توی بانی فیلم این خبر درج شده که در این صورت میشه به موثق بودنش مطمئن شد! اما نکته ی آخر اینکه متن خبر رو از وبلاگ هستی عزیز که به تازگی وبلاگی در مورد حامد بهداد، با نام "مارلون براندوی سینمای ایران" ایجاد کرده، برداشتم...که هم بهش تبریک میگم و هم ازش ممنونم!
ابراز خوشحالی هم باشه برای وقتی که خبرهای بیشتری از این نمایش شنیدیم!  

یه نکته ی دیگه هم اضافه کنم...نمیدونیم، میدونید یا نه! چند سال پیش بهداد همراه با پانته آ بهرام، حمید مظفری، مائده طهماسبی و اشکان خطیبی یه نمایشنامه خوانی داشتن...اسم نمایش "مردان خیس" بود! یه وبلاگی داشت این نمایش به همین اسم که البته الان خیلی وقنه که دیگه تعطیل شده اما دیدم بد نیست یه نگاهی بندازین به وب، هم مطالبش رو بخونین هم عکساشو ببینین!

وبلاگ مردان خیس <<< کلیک کنید.

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
.احمد آقالو» در گذشت«
دوشنبه 4 آذر1387 ساعت 1:4 قبل از ظهر

خبرگزاري فارس: «احمد آقالو» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون امروز پس از يك دوره بيماري به علت سرطان درگذشت.

زنده یاد احمد آقالو در نمایی از فیلم گاهی به آسمان نگاه کن

به گزارش خبرگزاري فارس، اين بازيگر كه در 3 روز گذشته شرايط وخيمي را پشت سر گذاشت، امشب در منزلش به دليل سرطان استخوان در گذشت.
در سال‌هاي اخير به دليل شدت بيماري، اين هنرمند ديگر در برنامه‌هاي تلويزيون شركت نمي‌كرد و بيشتر در اجراي برنامه‌هاي راديويي فعاليت مي‌كرد.
احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.
بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت هاي آقالو مي‌توان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.

 ** همین امروز وقتی یه نفر ازم پرسید برای فلان شخصیت تو فلان نمایشنامه کی رو انتخاب می کنی؟ با خنده گفتم: احمد آقالو...فکر کنم اون موقع دیگه بینمون نبوده! خدایش بیامرزاد!
از طرف خودم و هیوا این خسران بزرگ رو به خانواده ی گرامی و عزیزش و همه ی کسانی که دوستش می داشتن تسلیت میگم! امروز خیلی خوب شروع شد...اما...تلخ به پایان رسید!

روحش شاد...یادش گرامی!

 

 

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
موج سوم کلید خورد!
یکشنبه 3 آذر1387 ساعت 11:39 بعد از ظهر

فیلم سینمایی "موج سوم" به کارگردانی آرش سجادی حسینی جلوی دوربین رفت.
به گزارش بانی فیلم، این پروژه اولین ساخته بلند سینمایی این کارگردان است که به تهیه کنندگی ممنون از پونه بابت فرستادن عکسموسسه شهید آوینی تولید می شود. مهرداد صدیقیان، شایسته ایرانی، قربان نجفی و ستاره پسیانی بازیگران اصلی "موج سوم" هستند که رضا رویگری، یوسف مرادیان و حامد بهداد در چند سکانس از این فیلم جلوی دوربین رفته اند.

نکته دیگر درباره "موج سوم" حضور کیانوش عیاری در مقام مشاور کارگردان است که آرش سجادی حسینی را در این پروژه یاری می دهد. علیرضا زرین دست نیز در مقام فیلمبردار صحنه های "موج سوم" را فیلمبرداری می کند.

فیلم داستان دختری را روایت می کند که با اتفاقاتی در گذشته که در زمان انقلاب اسلامی رخ می دهد ارتباط برقرار می کند. تمام صحنه های "موج سوم" در تهران فیلمبرداری می شود. دست اندرکاران این فیلم در یکی از صحنه های "موج سوم" که در خیابان های شهرک غرب فیلمبرداری می شد از یک تانک یه عنوان آکساسوار صحنه استفاده کردند.

**تا حالا تو یه ماه اینقدر خبر ازش خونده بودین؟!!؟؟!؟!!!

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |