البته اين مخصوص فيلمهايي است كه يكي دو سوپراستار در آن حاضرند وگرنه فيلم، حاشيههاي فراواني برايش ايجاد نميشود. با وجود اين، «دايره زنگي» اينگونه نيست. هديهتهراني، مهران مديري، امين حيايي، بهاره رهنما، گوهرخيرانديش، حامد بهداد، باران كوثري، نيماشاهرخشاهي و... بازيگراني هستند كه هر كدام براي مشتاق كردن تماشاچي براي تماشاي فيلم كافياند. حالا همه آنها در اولين فيلم پريسا بختآور دور هم جمع شدهاند؛ آن هم در فيلمي كمدي كه فيلمنامهاش را همسر بختآور – اصغر فرهادي – نوشته است.
2 . ساعت 3 صبح، اتوبانهاي تهران خالياند؛ نه صداي بوقي به گوش ميرسد و نه خبري از ترافيكهاي سرسامآور هست. اما در مركز تهران، در كنار پارك جنگلي اما اوضاع جور ديگري است. امين حيايي با سبيل زورويي در كنار نيلوفر خوشخلق در ماشين نشسته و دختر و پسري هم در صندلي عقب هستند. حيايي در حال غر زدن است كه خوشخلق با دست جلوي دهان او را ميگيرد. همان وقت است كه ماشيني با موزيك تند، كنار آنها ميايستد.
سروشگودرزي و حامدبهداد در آن هستند و با ديدن اين خانواده، حرفهاي درگوشي ميزنند و ميخندند. امين حيايي دست دراز ميكند و ميگويد: «آقا... آقا... ببخشيد اين كراوات رو گره ميزني؟ من يادم رفته، نميدونم چه جوريه...».
بهداد هم كراوات را ميگيرد و شروع به بستن آن ميكند. كات؛ پريسا بختآور دستور قطع ميدهد. شب سردي است و در فضاي سوت و كور پارك جنگلي صداي اين گروه در همه جا ميپيچد؛ اگرچه قدري دورتر كاميونهايي در حال جابهجا كردن خاك هستند. بختآور با حيايي صحبت ميكند و به دختر كوچك در صندلي عقب هم توضيح ميدهد.
بعد جلوي مانيتور مينشيند و هدفون به گوشهايش ميگذارد. دستيار او جايي ايستاده تا ماشين حامد بهداد و سروش گودرزي زياد جلو نرود و درست كنار ماشين حيايي بايستد. حيايي مدام در حال تمرين است و با خودش ديالوگها را تمرين ميكند. او اين روزها سر صحنه 3 پروژه مختلف است.
صبحها در «كلاه پهلوي» بازي ميكند، عصرها همبازي نيكي كريمي در فيلم تازه شهرام شاهحسيني ميشود و شب را هم با گروه «دايره زنگي» به صبح ميرساند؛ يك پركار واقعي و البته خستگيناپذير كه مثل بازي در ديگر نقشهايش پرانرژي و فعال است. حالا هم كه در حال تمرين است، همان حس طنز و سرخوشي را دارد.
گروه يك بار ديگر تمرين ميكنند اما جاي ماشين درست نيست. دفعه بعد، ماشين دورتر ميايستد و حيايي با كراوات، بهداد را ميزند تا او را متوجه خود كند. حامد بهداد شوكه شده و عوامل فيلمبرداري از حركات حيايي بيصدا ميخندند. اما اين آن چيزي نيست كه بختآور ميخواهد. براي همين هم ميگويد فاصله ماشينها درست شود تا او با دست بهداد را متوجه خودش كند.
آنها در اين پارك جنگلي مشغول فيلمبرداري لحظهاي هستند كه حيايي و خانوادهاش پشت چراغ قرمز ايستادهاند و در راه مهماني ميخواهند به خودشان برسند. همان وقت است كه سر و كله 2 جوان پيدا ميشود و آنها كراوات او را ميبندند. اين صحنه بعد از 4 بار تكرار، فيلمبرداري ميشود.
اصغر فرهادي هم سر صحنه حاضر است و گاهي نكتههايي را ميگويد. مثل تكان سر حيايي با بهداد و هماهنگي با ريتم موسيقي؛ نكتههاي ريزي كه همه آنها شوخيهاي فيلمنامه را باورپذير و جذاب ميكند. ميگويند؛ «دايره زنگي» يك «چهارشنبهسوري» كمدي است. فيلم درباره دختر و پسري است كه بعد از تصادف با ماشين پدرشان يك روز وقت دارند تا ماشين را تعمير كنند. براي همين به شمال شهر ميروند تا كار كنند؛ جايي كه يك زوج با همديگر دعوايشان شده. اين زوج مهران مديري و هديه تهراني هستند. نكته جالب اينكه بازيگران حرفهاي هر كدام نقشهاي كوتاهي را برعهده گرفتهاند.
3. ورود امين حيايي به عالم سينما بر اثر يك اتفاق بوده. او از نوجواني پانتوميم بازي ميكرده و صورتش را واكس سياه ميزده. حتي يك بار هم به خاطر اين واكسها مسموم شده اما هيچكدام از اينها بهانه ورودش به هنر نيست. همه چيز از وقتي آغاز ميشود كه كارن همايونفر ـ آهنگساز سينما و تلويزيون ـ امين حيايي را در زمان سربازي ميبيند. او در راهرويي براي خودش پانتوميم بازي ميكرده و همايونفر تنها كسي بوده كه او را آنجا و در آن حال ديده. بعد از آشنايي آنها، پاي حيايي هم به فيلم و سينما كشيده ميشود. حالا اين بازيگر هر سال در 5 ـ 4 فيلم بازي ميكند.
4 . زمان استراحت، گروه فيلمنامه را با هم ميخوانند. در پلان بعدي چراغ سبز ميشود و ماشين 2 جوان با سرعت حركت ميكند و حيايي مجبور است دنبال كراواتش برود.
بازيگران ديالوگها را چند بار با هم ميخوانند. حيايي ميگويد بهتر است او با زنش حرف بزند و يكباره ماشين برود. بختآور هم تأييد ميكند. جلوي ماشين را خالي ميكنند و گروه تمرين ميكند. ماشين كه حركت ميكند، حيايي ميگويد: «اِ، كراواتم چي شد... بردنش».
و هم دنده را عوض ميكند و ميرود. همه چيز ساده است اما بختآور مدام نكتههايي را به آنها گوشزد ميكند؛ اينكه چطور حرف بزنند، چطور حركت كنند و حتي كجا را نگاه كنند. نور خورشيد كمكم سياهي را از بين ميبرد. همه سريعتر كار ميكنند تا قبل از طلوع، اين صحنه هم فيلمبرداري شود. فردا باز هم همه بايد جمع شوند و از ساعت 12شب كنار هم باشند تا ادامه نماها گرفته شود. پريسا بختآور و اصغر فرهادي از پلان راضياند. همين كافي است تا همه وسايلشان را جمع كنند. دايره زنگي اما هنوز به پايان نرسيده و اين شببيداريها بايد ادامه پيدا كند. وقتي همه خوابند، گروهي از ستارههاي سينما گوشهاي جمع ميشوند تا فيلمي به سرانجام برسد؛ فيلمي كه خيليها منتظر تماشايش هستند.
پريسا بخت آور كار گرداني كه از تلويزيون آمد
پريسا بختآور از چهرههاي آشناي تلويزيون است كه امسال اولين فيلمش را كارگرداني ميكند. بسياري او را با سريالهايي مانند «يادداشتهاي كودكي»، «پشت كنكوريها» و «من يك مستاجرم» به ياد ميآورند؛ مجموعههايي كه در زمان پخش، مورد توجه بينندهها قرار گرفتند.
«دايره زنگي» اما طنزي ويرانكننده دارد. ديگر همه چيز در حد لبخند نيست؛ قصهاي سراسر خنده است كه با مجموعهاي از بازيگران حرفهاي جلوي دوربين رفته.
منبع: همشهری آنلاین
من پدر ندارم...
رفیق ندارم...
جون ندارم...
پول ندارم.....خیلی بیچاره ام.............
.
.
.
.
سلام...این پست ویژه ست(تغییر فونت هم به همین مناسبته) این پست رو به پیشنهاد پیمان گذاشتم...امروز آخرین روز از یوم الشک ماست!!! ۲۶آبان...امروز شاید تولد حامد بهداد باشه همونظور که شاید ۶ام بود...این پست یه جورایی مرور خاطراتی از بازیهای حامد بهداده...دیالوگهای ماندگار و تاثیر گذار.
پیمان پیشنهاد خوبی داد منم عملی کردم(البته خودش هم خیلی بهم کمک کرد
) من اولین دیالوگ رو نوشتم...این دیالوگ رو خیلی دوست دارم بیشتر به خاطر اون غمی که توش حس میشه(میتونید گوش بکنید خودتون و حسش کنید)...باز هم تولد حامد بهداد مبارک و این دفعه هر کی برای تبریک یه دیالوگ خوب ما رو مهمون کنه!
فيلم اپيزوديك «سه قصه كوتاه درباره عشق» به كارگرداني «حميدرضا هوشمند» و تهيهكنندگي «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي»، با پشتسر گذاشتن مرحله تصويربرداري، روي ميز تدوين «محمد شيرواني» قرارگرفت.

(کیفیت بد عکس رو به خوبیه خودتون ببخشید! از روی روزنامه اسکن کردم! بهتر از این نمیشد!)
به گزارش موج به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، خلاصه داستان اين فيلم سه اپيزوديك كه با بازي حامد بهداد، فقيهه سلطاني و رامبد جوان، مقابل دوربين «فريدون شيردل» قرار گرفته، به اين شرح ميباشد:
1-الهام پس از تصادف با بهرام، همسر او ميشود، ولي اين حادثه براي يك زندگي واقعي، كافي نيست...
2-كمال كارگر ساده ساختماني با همسرش كه او را دوست دارد، زندگي آرامي دارد...
3-براي زني باردار كه در آستانه بچهدار شدن است، چهره نوزاد هيچ اهميتي ندارد...
گفتنياست: عوامل توليد فيلم «سه قصه كوتاه درباره عشق» به اين شرح هستند:
-كارگردان: حميدرضا هوشمند/ - نويسندگان: حسين مقدسي، حميدرضا هوشمند
-تصويربردار: فريدون شيردل/ - صدابردار: فرخ خدايي/ - چهره پردازان: آنيتا بيات، علي مجاهد/- عكاسان: عطاا.. طاهركناره، آريا برزنفروزان/- تدوين: محمد شيرواني/- مدير توليد: محمد عبديزاده/ - بازيگران: فقيهه سلطاني، رامبد جوان، حامد بهداد، محسن عزيزي، نسرين اسلامي/ - تهيهكننده: مركز گسترش سينماي مستند و تجربي
** این حامد بهداد یا باید فیلم کوتاه بازی کنه که ما از دیدنش محروم باشیم یا نقش کوتاه که در حسرت بیش از ۵دقیقه دیدنش بمونیم!! چقدر به فکر طرفداراش این آقای بازیگر!!!!!!! خداییش با نقش کوتاه میشه سر کرد اما با فیلم کوتاه نه!!!!!
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8608190126
http://www.mojnews.com/news_full_story.asp?nId=118351
ممنون از افسانه و سارا بابت خبر رسانی شون!
یک مشت پر عقاب
فکر کنم تو خبرها خونده بودین که یک مشت پر عقاب دوشنبه ها قرار شده از شبکه ۳ پخش بشه! اما خب نمیشه یکی از فیلمها یا سریال های حامد خان بهداد بدون دردسر پخش بشه بنابراین...
بنابراین اش رو برین توی این سایت بخونین!
http://simafilmnews.ir/content/view/1282/
ممنون از سمانه ع به خاطر دادن لینک
پس ادامه ی بحث قبلی خودمون...حمید فرخ نژاد
«یکی رفت تو دیونه خونه دید یکی نشسته و گریه می کنه. پرسید : چشه؟ گفتن: پری رو می خواسته بهش ندادن . اون طرف تر یک دیونه خطرناک تر بود پرسید این چشه؟ گفتن: این پری رو گرفته. رضا کیانیان هم جواب باحالی بهش داد. گفت: ما پری رو میخوایم پری ما رو نمیخواد.»
اینارو وقتی توی جشن خانه سینما رفت روی سن گفت...
• متولد 1348 آبادان
• فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.
• سال 1369 بود که خسرو سینایی یکی از مهمترین حرکت های سینمایش رو انجام
• میده و در فيلم "در كوچه هاي عشق" هم به عنوان بازیگر هم دستیار کارگردان ازش دعوت میکنه.
• 1سال بعد خودش فیلم میسازه اسمشم رو میزاره سفر سرخ
• بعد از 8 سال اتفاق خوبی میفته که از علاقه اصلیش یعنی کارگردانی دور میشه , بازیش و نویسندگیش در "عروس آتش" خسرو سینایی آنقدر خوب بود که هردو سیمرغ روگرفت و هم پیشنهاد های جدید حسابی مشغولش کرد...
• این بار نوبت انفجارش بود درفیلم "ارتفاع پست" ابراهیم حاتمی کیا به نویسندگی اصغر فرهادی که بعدا شاهکاره "چهارشنبه سوری" رو باهم کار کردن.همکاریش با حاتمی کیا ادامه پیدا کرد در "به رنگ ارغوان" و سریال "حلقه سبز" تا حاتمی کیا ثابت کنه مثل پرستویی بهش اعتقاد داره.
• در سال 80 و 81 به انتخاب منتقدان مجله فیلم بهترین بازیگر سال شد و با نقش آفرینی در "طبل بزرگ زیر پای چپ" کاظم معصومی در سال 1384 بهترین بازیگر جشنواره معتبر مسکو شد.
• سال 83 فیلمنامه "سند" بهرام بیضایی و سال 85 فیلمنامه مشترک با كيومرث پوراحمد برای کارگردانی به او پیشنهاد میشود که بنا به دلایلی میسر نشد.
• وی مدتی برای ادامه تحصیل در رشته سینما راهی امریکا شد.
• آخرین تجربه کارگردانی اش کلیپی بود برای تقدیر از خسرو سینایی که در جشنواره فجر پخش شد و آخرین فیلم اکران شده او "صحنه جرم ورود ممنوع " بود که در آن نقش یک کارآگاه پلیس را به شیوه شیرین خودش دیدنی اجرا کرد.
• بازی زیباش در نقش ضحاک در تئاتر "قصه ی هزار و یک شب" به کارگردانی بهرام بیضایی هنوزدر یاد تئاترروها هست حیف که به دلیل بیماری قلبی مجبور به کناره گیری شد.
• "چگونه اركستر هماهنگ ميشود" "پوست موز" و "آتش کار" فیلم هایی هستند که در نوبت اکران داره.
"""حميد فرخ نژاد"""



آرزو بر من عیب نیست:
حميد فرخ نژاد فیلمنامه مرتد )حامد) رو کارگردانی میکند...مسعود کیمیایی از زوج حمید و حامد برای بازی در فیلم جدیدش دعوت کرد...
اگه واسه بازی تو چهارشنبه سوری حقش نمیخوردن شاید این دفعه روی سن یک جک با مزه تر تعریف می کرد...
راستی هاله؛ حمید هم خیلی خوشگل سیگار میکشه ها...
اول ممنونم از پیمان به خاطر این کار قشنگش! دوست داشتم در مورد حمید فرخ نژاد هم چیزی بنویسم!
که پیمان این کار رو کرد!
فرخ نژاد ذاتا یه بازیگر تمام عیاره...فرحان "عروس آتش" ، قاسم "ارتفاع پست" و شخصیتی که در چهارشنبه سوری داره از شاهکارهای بازیگری هستند...حتی این روح سریال حلقه ی سبز....امیدوارم سینما قدردان این استعداد بی نظیر باشه.
تبریک صمیمانه ی تولد و آرزوی آرامش و موفقیت و عشق روز افزون در زندگیش! ![]()
یه سال تولدم یکی از عزیزترینهای زندگیم این شعر رو با کادو بهم داد...شعری از سهراب سپهری...احساس میکنم منم بتونم این شعر رو به حامد بهداد بدم شاید فقط چون عاشق شعره...
امشب
باد و باران هردو میکوبند
باد خواهد برکند از جای سنگی را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فرو شوید.
هر دو می کوشند.
می خروشند.
لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه
مانده براجا استوار، انگار با زنجیر پولادین.
سال ها آن را نفرسوده است.
کوشش هرچیز بیهوده است.
کوه اگر بر خویشتن پیچد،
سنگ برجا همچنان خونسرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک فرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک.
حالا تو هم؛ هرچه میخواهد دل تنگت بگو!
پرويز شهبازي بزودي ساخت فيلم سينمايي <عيار 14> را آغاز ميكند.
به گزارش <بانيفيلم> اين كارگردان روز گذشته موفق شد پروانه ساخت چهارمين فيلم بلندش را دريافت كند تا با مهيا شدن شرايط <عيار 14> آذرماه جلوي دوربين برود.فيلمنامه اين فيلم را شهبازي خود به نگارش درآورده است. فيلم داستان جوان 35 سالهاي است كه به شكلي خودخواسته در يك موقعيت دشوار و خطرناك قرار ميگيرد. تمام داستان <عيار 14> درهفت، هشت ساعت ميگذرد. شهبازي قصد دارد در فيلم جديدش از تركيبي از بازيگران حرفهاي و غيرحرفهاي استفاده كند. به گفته اين كارگردان <عيار 14> چهار، پنج نقش اصلي دارد كه از ميان آنها چند بازيگر شناخته شده تعدادي از اين نقشها را بازي ميكنند.شهبازي در خصوص لوكيشن فيلمش به <بانيفيلم> گفت: <تمام داستان فيلم در يك شهر كوچك و برفگير فيلمبرداري ميشود. اين شهر فارسيزبان در غرب ايران قرار دارد كه البته هنوز انتخاب نشده است.>شهبازي بزودي براي انتخاب لوكيشن به غرب ايران سفر ميكند. اين فيلمساز زمان شروع فيلمبرداري را اواخر آذرماه اعلام كرد و گفت:<بزودي وضعيت دوربين مشخص ميشود تا از اين زمان پيشتوليد رسمي <عيار 14> را آغاز كنيم. هنوز بازيگران و عوامل پشت دوربين فيلم را انتخاب نكرده ايم.>
شهبازي كه مدتزمان 47 روز را براي فيلمبرداري فيلمش در نظر گرفته اظهار اميدواري كرد كه <عيار 14> را به جشنواره بيست و ششم فيلم فجر برساند. شهبازي خود تهيهكنندگي فيلم جديدش را برعهده دارد.<نفس عميق> فيلم قبلي اين كارگردان پنج سال پيش ساخته شد كه در جشنواره بيست و يكم تحسين منتقدان را برانگيخت.
**امیدوارم این جوون ۳۵ ساله ی فیلم حامد بهداد باشه. مخصوصا اینکه قراره از ترکیب بازیگرای حرفه ای و غیر حرفه ای استفاده کنه شاید بهداد شانسی داشته باشه. حامد بهداد اگه تو این فیلم بازی کنه چه شود.......





