http://www.cinemaema.com/NewsArticle2437.html
*ممنون از مریم
مستندی به نام "سرقت"
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=535280
*ممنون از فرنوش
و یک پوستر
http://www.parsaspace.com/freetemplet//ISFjavan/hamed%20behdad/Hamed.jpg
حامد بهداد و لیلا حاتمی از بازیگران این فیلم هستند.
"هرشب، تنهايي" با فيلمنامهي كامبوزيا پرتوي قصهي زن و شوهر جواني است كه در سفري سه روزه به مشهد مقدس ميروند. زن نويسنده يك برنامهي زندهي خانوادگي راديويي است كه هر روز طي يك برنامه زندهي راديويي به زن و شوهرها توصيه بهتر زندگي كردن و چگونه خوشبخت بودن را ميدهد، اما او خود دچار مشكلي است كه به نظر ميرسد هيچكس نميتواند كمكاش كند، همسرش او را عاشقانه دوست دارد و تلاش ميكند همسرش را كمك ميكند.
*ممنون از سحر
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8605160282
http://www.bineghab.com/Details-News.asp?News_ID=9853
اخبار تکمیلی
افسانه: مطلبی که تایپ کردم یک قسمت از گفتگوی سه گانه بهداد و کوثری در مورد فیلم و بازیهای روز سوم است که در هفته نامه همشهری جوان هفته پیش چاپ شد. رهبر این گفتگو ایمان جلیلی وفاطمه عبدلی هستند اما کنش اصلی بین بهداد و باران است. اگر کسی هنوز آن را نخوانده می تونه اینجا پیداش کنه ، ارزش خواندن داره ، چون داغ داغه!
از قبل می شناختمش ...
او بمب انرژی است، یک جوری در مورد روز سوم حرف می زند که فکر می کنی دارد از بهترین فیلم تاریخ سینما برایت حرف می زند. حامد بهداد، درست به اندازه فیلم هایش دوست داشتنی است، دوست داشتنی و پر از ریزه کاری. وقتی با او گفتگو می کنی مدام حسرت این را می خوری که چرا مجبوری حرفهایش را بنویسی . موقع حرف زدن بازی می کنه و ایکاش دوربینی بود که هیجان حرف زدنش را نشانتان می داد!
حامد بهداد توی بازیهایش یک عالمه جزئیات دارد که خیلی خوب هم ازشان استفاده می کند. این جور بازی تمیز و یکدستی را بین بقیه بازیگرها سراغ نداریم.
بهداد: توی هم سن و سالهای خودم منظورتان است؟
آره ، اصلا این را قبول داری که بازیگر خوبی هستی؟
بهداد : آنکه بله (به خنده)، البته باید می گذاشتی من این سوال را می پرسیدم که بهداد بازیگر خویی هست یا نه .
باران کوثری : آقا اینطوری صحبت نکنید! حامد بهداد آدم صادقی است و وقتی اینجوری جواب می دهد همه می گویند چه آدم از خود متشکری!
بهداد: خیلی اهمیتی ندارد، من خیلی محتاجم ، خیلی وقت ها چیزی را با جانم می طلبم. گاهی این را در بازیگری پیدا می کنم ، بازیگر خوبی ام ، خیلی هم بازیگر خوبی ام.
واقعا برای این همه جزئیات دلیل داری؟
بهداد: برای خیلی هاش! مثلا چند وقت پیش یکی از دوستانم می گفت آن صحنه ای که گچ دیوار را فوت می کنی خیلی خوب است، کار خودت است؟ گفتن آره.
واقعا؟کارگردان آن صحنه را دید چه کار کرد؟
بهداد: خیلی خوشش آمد، میدانی ؟ حسین کارگردان فوق العاده ای است. ما درطول فیلم مدام با هم حرف می زدیم ، من می گفتم ، او میگفت.
باران کوثری نمی خواهد به بازی حامد بهداد ایراد بگیرد؟
کوثری: فکر می کنم در روز سوم بازی اش بی نقص بود.
بهداد: من هم همین فکر را می کنم (با خنده ) من جایی بد بازی نکردم.
چقدر روی نقش فواد کار کردی ؟
بهداد: راستش را بخواهی واقعا برایش زحمت نکشیدم .
کوثری : ااا
بهداد: هاوالا! هیچ کار نکردم . توی آستینم داشتمش.
پس لهجه و زبان چی؟
بهداد: لهجه و زبان حکم همان هزارپا را دارد. بالاخره هرکسی بایک زبانی صحبت می کند. من همین الان می توانم اسپانیولی حرف بزنم . یک معلم به من بدهید، دیالوگ ها را هم بدهید، بعد فیلمنامه را برای من معنی کنید تا من لهجه را برایتان دربیاورم ، با هر زبانی که باشد، می دانی؟ چیزی که به بازیگری جهت میدهد خود خود ذات بازیگری است. توی این فیلم بیشتر از یک سری فرم استفاده کردم تا تکنیک ، چون قبلا آرزوی چنین نقشی را داشتم .انگار از خیلی وقت پیش توی ذهنم تمرین کرده بودم.
کوثری : آرزوی چه نقشی را داشتی؟
بهداد:یک چیزی شبیه فواد را .
کوثری: یعنی یک آدم نظامی مثلا ؟
بهداد: آره ! ویژگی این آدم شکوهش است. حس می کنم از قبل توی آستینم داشتمش ، مثل بوتیک . بوتیک هم اصلا توی آستینم بود. میدانستم چیست، باهاش زندگی کرده بودم ، این اقتدار و این شکوه و این ترک بزرگی که روی این آدم است.
http://www.sharghnewspaper.ir/Released/86-05-13/252.htm#14515
*ممنون از فرنوش به خاطر فرستادن لینک

* عکس از آکو سالمی:
با حامد بهداد، بازيگر روز سوم: بازيگري ام رو به پيشرفت است
نويسنده: رضا آشفته
اين روزها در سينماهاي تهران شاهد بازي حامد بهداد در نقش يك سرباز عراقي در فيلم روز سوم به كارگرداني محمدحسين لطيفي هستيم.
اين بازيگر كه 6 آبان 1352 در مشهد متولد شده و داراي مدرك ليسانس است، تاكنون در 10 فيلم به نام هاي آدم 855)، روز سوم 855)، عروس كوهستان 855)، باغ فردوس، پنج بعد از ظهر844)، رقص با ماه 844)، صحنه جرم، ورود ممنوع! 844)، كافه ستاره 833)، بوتيك 822)، اين زن حرف نمي زند 811) و آخر بازي 799) بازي كرده است.
اين بازيگر در نشست مطبوعاتي فيلم روز سوم درباره بازي در نقش افسر عراقي گفته است: موقعي كه من بازي مي كنم، هيچگاه سر صحنه ديالوگ حفظ نمي كنم يا سعي نمي كنم يك ميزانسن را به صورت خشك اجرا كنم بلكه در آن صحنه مثل يك آدم عادي زندگي مي كنم، راه مي روم و خود واقعي ام را در فيلم جاري مي كنم.
<روز سوم> و بازي در نقش افسر عراقي باعث شد تا به سراغ حامد بهداد برويم و با او گپ بزنيم.
درباره چگونگي انتخاب شما براي بازي در فيلم روز سوم بگوييد.
غيرمتعارف بود، يكباره اين اتفاق افتاد و من براي اين فيلم انتخاب شدم.
چه پروسه اي را براي رسيدن به نقش خود طي كرديد؟
در محيط قرار گرفتم و رفته رفته به نقش رسيدم.
ارتباط با محمدحسين لطيفي، كارگردان روز سوم چگونه بود؟
عالي بود. او مردي مهربان است و با سعه صدر فضا را در اختيار بازيگر قرار مي دهد.
كارگردان تا چه حد در رسيدن به نقش موثر بود؟
خيلي زياد.
فيلمنامه در اين نقش آفريني چقدر تاثير داشت؟
با آنكه اصل، قصه است اما بيشتر از فيلمنامه، كارگردان در نقش آفريني من موثر بوده است.
در هنگام تصويربرداري ارتباط شما با ديگر بازيگرها براي نقش آفريني و رسيدن و پرداختن به قصه فيلم چگونه بود؟
عالي بود. ما در ارتباطي سازنده و خيلي خوب توانستيم وارد بازي شويم. آنها به نوبه خود به من خيلي كمك كردند، تا من هم خيلي خوب از عهده نقش آفريني ام برآيم.
نقش مثبت و منفي در شكل گيري شخصيت بازيگر تا چه حد تاثيرگذار است؟
هيچي.
بيشتر دوست داريد كه چه نوع نقش هايي را بازي كنيد؟
همين نقش افسر عراقي. اين نقش ها غيرمعمول است و بازيگر را به چالش براي نقش آفريني مي خواند.
چند هفته اي از اكران روز سوم مي گذرد، با توجه به بازتاب اين فيلم از نقش خود در اين اثر تا چه حد رضايت خاطر داريد؟
خيلي راضي هستم.
اين فيلم نسبت به كارهاي قبلي تان چه نكته اي را براي شما روشن مي كند؟
فكر مي كنم بازي ام رو به پيشرفت است.
الان چه كار مي كنيد؟
استراحت.
كارهاي بعديتان مشخص است؟
نه!
*فقط من موندم چرا اینقدر حامد بهداد سرد جواب داده...خب مگه چاقو گذاشتن زیر گردنت که مصاحبه کنی!؟ فکر کنم مصاحبه کننده کتک هم خورده باشه!!!! و باز هم ممنون از افسانه به خاطر فرستادن این مصاحبه!! و ممنون از تینا به خاطر فرستادن لینک عکس!!(من چه تلاشی کردم!!!!! خسته نباشم!
)
حامد بهداد را با فیلم هایی چون بوتیک، کافه ستاره و ... می شناسیم ، بازیگری که عاشق مارلون براندواست و حالا فیلم روز سوم ساخته محمد حسین لطیفی را بر روی پرده سینما ها دارد.
حامد بهداد اخیراً در مجلات و روزنامه های گوناگون به خاطر بازی اش در روز سوم مورد تمجید قرار گرفته است و همه بر این امر معترفند که او با بقیه متفاوت است. او در مصاحبه هایش که بسیار ضد و نقیض هم است رفتاری را از خود به جای می گذارد که گاهی آدم به خود می گوید کاش تنها و تنها بازی اورا می دیدم و حرفهای اورا گوش نمی دادم. البته در میان گفته های او صحبت های خوبی هم پیدا می شود که نشان بر اطلاعات و آگاهی بالای او دارد. به هر حال او با موجی پر از لطف و محبت از دید منتقدان مواجه است که این امر باعث می شود از بازی او و شخصیت او غولی بسازیم و این بسیار بد است. پس به فکر این افتادم که به جای غول ساختن از او بازی اورا تحلیل کنم:
یکی از مسائل مهمی که در بازیگری مطرح است بحث انعطاف پذیری است. یک بازیگر برای ارائه بازی موفق باید در هر نقش متفاوت ظاهر شود تا تماشا گر بتواند او را در هر نقش بپذیرد و باور کند. مسئله متفاوت ظاهر شدن در هر نقش مربوط می شود به شیوه متد که استانیسلاوسکی بنیان گذار آن بود. اگر بخواهیم این شیوه را بصورت خلاصه بیان کنیم می توانیم بگوییم فنونی برای رسیدن به نقش و یکی شدن بازیگر با آن.. این شیوه توسط استلاآدلر که از شاگردان استانیسلاوسکی در روسیه بود به آمریکا آورده شد و با همکاری لی استراسبرگ و الیا کازان در مدرسه ای بنام
حامد بهداد در روز سوم سعی می کند با نقش یکی شود و اتفاقاً چهره خشک او به همراه خلاقیتش در بیان کار اورا به نتیجه خوبی می رساند. او در مصاحبه اش می گوید: من در هنگام نزدیک شدن به نقش به تماشاگر فکر نمی کنم بلکه به نقش و ارائه آن فکر می کنم و این نشان بر آن است که او می خواهد با نقش یکی شود و نه مانند ستارگان سینمای ما به فکر چگونه راه رفتن خود جلوی دوربین باشد... و این جسارت و نترس بودن یکی از همان ایده آل هایی است که بازیگری با شیوه متد می خواهد به آن عمل کند.
این جزئیات در بازی حامد بهداد طرز تفکر او نسبت به نقش قابل تحسین است اما نقص هایی هم دارد از قبیل آن که دوست دارد حس عصیان در تمام نقش هایش دیده شود و این یعنی بخشی از انعطاف پذیری خود را دور ریختن و خود را کمی تکرار کردن ... البته ممکن است این عملکرد او بخاطر عشقش مارلون براندو باشد که در نقش هایی همچون "در بار انداز" چنین بازی را ارائه می دهد.
او در فیلم روز سوم نقش یک عراقی را بازی میکند بنام "فوأد" که عاشق دختری ایرانی است و در درجه دوم در حال و هوای جنگ با ایران قرار دارد حامد بهداد در برهه اول خود را انعطاف پذیر نشان می دهد و این امر باعث میشود ما نقش های قبلی این بازیگر را فراموش کنیم و حال یک حامد بهداد جدید را ببینیم. عواملی که باعث می شود اورا باور کنیم خیلی ساده است اما امکان پذیر مانند گریمی که او دارد، نوع بیان او در فیلم و تضاد شخصیتی که در درون او وجود دارد...
به عنوان مثال: صحنه ای که پورسرخ به نشان اعتراض با بهداد صحبت میکند و از او جواب میخواهد که چرا با سمیره صحبت کرده است؟ ..ما نشان های بازی بهداد را میبینیم.نشانهایی چون تضاد در چهره او: که نه میتواند به شخص مقابل اعتراض کند ونه میتواند شاهد شکسته شدن غرور خود باشد.چهره اش خشک است و پر از خشونت اما نمیتواند اقدامی کند.اما بعد از شروع جنگ در صحنه هایی همچون گیر انداختن رزمندگان ایرانی خود را آزاد می بیند و در مقابل آنها فریاد میزند و با کنایه و تهدید صحبت میکند..
*ممنون از افسانه بابت فرستادن این مطلب





