تبليغاتX
و حامد بهداد ...

3000 بازدید
شنبه 27 آبان1385 ساعت 10:37 بعد از ظهر
این پست رو به مناسبت  بازدید ۳هزارم گذاشتم! که البته همراهش چندتا عکس هم هست!!   امیدوارم همه به خاطر مشکلات پیش آمده منو ببخشن!!

برای دیدن عکسها روی اعداد کلیک کنین!   1 ـ 2 ـ  3

 

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
جشن بازیگر
پنجشنبه 25 آبان1385 ساعت 11:11 بعد از ظهر
این عکس مربوط به سومین جشن بازیگر در هفته ی تئاتره که نهم اردیبهشت ماه امسال برگزار شد؛ اجراي قطعات موسیقی به سرپرستي حامد بهداد  همراه گروه «ب» (هیچ اطلاعاتی نتونستم از این گروه بدست بیارم) یکی از برنامه های اجرا شده در این جشن بوده!!

* هر چند خیلی وقت پیش باید این مطلب رو میذاشتم تو وب ولی متاسفانه کامپیوتری که باهاش کار میکردم خراب شده بود و عکس هم تو همون کامپیوتر بود و دیگه نتونستم بهش دسترسی داشته باشم! عکس رو هم دیگه نتونستم دوباره از اینترنت پیدا کنم! در هر صورت شرمنده!

 *برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید.

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
روز سوم
دوشنبه 22 آبان1385 ساعت 10:47 بعد از ظهر

فيلم «روز سوم» به کارگرداني محمدحسين لطيفي روز جمعه در آبادان کليد خورد. حامد بهداد ، پوريا پورسرخ ، باران کوثري و برزو ارجمند بازيگران اصلي اين سريال هستند.
«روز سوم» روايت آخرين روزهاي مقاومت در بخش غربي خرمشهر در سال 59 است. سميره (باران کوثري) و رضا (پوريا پورسرخ) خواهر و برادري هستند که در کنار ساير مردم براي حفظ خرمشهر مي جنگند. در شرايطي ويژه سميره در محاصره دشمن مي ماند و رضا و همرزمانش تلاش مي کنند تا او را نجات دهند.


«روز سوم» که به سفارش بنياد شهيد و ايثارگران ساخته مي شود ، قرار است در بيست وپنجمين دوره جشنواره فيلم فجر به نمايش درآيد. «روز سوم» را عليرضا جلالي تهيه مي کند که مدتي است برنامه «صندلي داغ» را براي شبکه 2 سيما توليد مي کند. اين تهيه کننده پيش از اين فيلم «باشگاه سري» را براي جمال شورجه تهيه کرده است.
فيلمبرداري فيلم «روز سوم» حدود 2 ماه و نيم طول خواهد کشيد. تمامي لوکيشن هاي فيلم در خرمشهر و آبادان است.
ديگر عوامل سازنده اين فيلم عبارتند از: مجري طرح : حميد آخوندي ، مدير فيلمبرداري : ابراهيم غفوري ، نويسنده فيلمنامه : مهدي سجاده چي ، طراح صحنه و لباس : محسن نوروزي ، صدابردار: بهروز معاونيان ، طراح گريم : علي سام خواه ، مدير جلوه هاي ويژه : محسن روزبهاني ، مدير تدارکات : حسن فرضي خضرآبادي ، مدير توليد: شهرام دانش پور ، آهنگساز: عليرضا کهن ديري و تدوين : کاوه ايماني.


بهداد: اميدوارم «روز سوم»اشتباهات فيلم‌هاي جنگي را تكرار نكند.

 

خبرگزاري فارس: حامد بهداد بازيگر نقش فرهان در فيلم «روز سوم» گفت: اميدوارم در فيلم «روز سوم» آن اشتباهاتي كه ديگران در فيلم‌هاي جنگي تكرار كردند ما تكرار نكنيم.

                                حامد بهداد در نمایی از فیلم

 

حامد بهداد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خصوص نقش فرهان در فيلم «روز سوم» اظهار داشت: اصولا كشمكش در تضاد به دست مي‌آيد. فكر مي‌كنم كه در اين نمودار يعني فيلمنامه نقطه‌اي براي كشمكش هستم. اساسي‌ترين چيزي كه در فيلمنامه مخاطب را جذب مي‌كند يعني كشمكش.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چرا مخاطبان سينماي جنگ كمرنگ هستند، گفت: سينماي جنگ را سانسور مي‌كنند. اگر فيلم خوبي جنگي نداريم به اين دليل است كه زندگي از آن حذف شده است.
بهداد كه متولد ۱۳۵۲است، در خصوص استفاده از خاطرات جنگ در بازي خود در فيلم «روز سوم» گفت: تأثير آن خاطرات امروز بسيار بيشتر است. آن روز با مفاهيم مرگ، بي‌سرپرست شدن، فقر، محروميت نداشتن پدر، مادر، فرزند آشنا نبودم اما حالا۳۳ سال عمر از من مي‌گذرد و مي‌توانم بفهمم كه وقتي يك مرد از يك خانواده حذف شود چه بلايي مي‌تواند سر آن خانواده بيايد. آن روز فقط مي‌ديدم و امروز بر اساس ديده‌هاي آن روزها قضاوت مي‌كنم.

 

*برای خواندن اطلاعات بیشتر روی لینکهای زیر کلیک کنید.

http://www.aftab.ir/news/2006/nov/07/c5c1162916652_art_culture_cinema.php

http://www.aftab.ir/news/2006/nov/07/c5c1162916809_art_culture_cinema.php

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
نیم نگاه 2
شنبه 13 آبان1385 ساعت 11:25 بعد از ظهر

حامد بهداد،متولد 1352(مشهد) وكارشناس بازيگري تئاترازدانشگاه آزاد است.اوازكودكي به بازيگري علاقه مند بودودركانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان زيرنظرحميد كريمي و قاسم اثني عشري در نمايش ها ايفاي نقش مي كرد و داوود كيانيان ورضا صابري ومرحوم منصورهمايوني،ديگراساتيد وي درعرصه ي هنرهاي نمايشي بوده اند.وي هم چنين دوره ي دوساله ي آموزش بازيگري را دركلاس هاي سمندريان به پايان برده است.ازموفقيت هاي بهداد در كاربازيگري،دريافت جايزه بازيگر نقش اول در مسابقات دبيرستاني مشهد براي نمايش" بي نهايت" است.وي در نمايش هاي دانشجويي نيز نقش آفريني كرده است كه ازآن ميان مي توان" مرگ دستفروش" و" صبح طلوع مي كند"(مهران احمدي)،"اتوبوسي به نام هوس"(فرناز نوشيروان) را نام برد . كارگرداني نمايش" بازي" (استريندبرگ) از ديگر فعاليت هاي دانشجويي او محسوب مي شود.بهداد با ايفاي نقش اول مرد فيلم" آخر بازي"(1378،همايون اسعديان) بازي در برابر دوربين سينما را نيز تجربه كرد.البته قراربود،اولين حضورش در سينما با فيلم چاي تلخ(ناصر تقوايي)باشد.اما فيلم در مرحله ي پيش توليد متوقف ماند.دراين باه مي گويد:"قرار بود در آن فيلم نقش يك سرباز را كه نقش دوم فيلم محسوب مي شد،بازي كنم اما بد شانسي آوردم و افتخار همكاري با بزرگ ترين و بهترين فيلمسازسينماي ايران را از دست دادم." او در مورد چگونگي همكاريش با فيلم آخر بازي مي گويد:"رامبد جوان مرا به همايون اسعديان معرفي كرد و ايشان هم بعد ازمراحل مقدماتي انتخابم كردند.البته قبل از بازي در اين فيلم پيشنهاد هاي ديگري هم داشتم اما دلم مي خواست با فيلمي كار خود را آغاز كنم كه ديده شوم،يعني نقش به اندازه ي كافي جاي كار داشته باشد از قضا نقش پيشنهادي در آخر بازي اين فرصت را برايم فراهم كرد." به هر حال بهداد توانسته است با اولين فيلم سينمايي اش بازي خوبي ارائه دهد. درباره ي علت موفقيتش مي گويد:"البته كمك اسعديان بي تاثير نبود.ضمن آنكه دوره هاي آموزش تئاتر پيش زمينه ي ذهني برايم به وجود آورده بودند."

بهداد از ميان بازيگران فيلم به فخرالدين صديق شريف وقربان نجفي اشاره مي كند ومي گويد:"با آنها بسيارراحت بودم و زماني كه در سكانس آخرفيلم آقاي فخرالدين صديق شريف لبخندي رضايت آميز مي زند،تحت تاثير قرار گرفتم.درضمن آقاي قربان نجفي كاراكتر يك فرد خبيث را به خوبي ارائه دادودر سكانس هايي كه در كنار او بازي مي كردم ارتباط خوبي بين ما برقرار مي شد." مي گويم اگر واقعا به جاي آن پسر بودي چه مي كردي؟

مي گويد:"ريش و سبيلم را مي زدم تا شناخته نشوم وبعد پا به فرار مي گذاشتم و پشت سرم را هم نگاه نمي كردم."او در جواب اين سوال كه آيا واقعا حساسيت و تعصب مي تواند تا اين حد خطرناك و خطرآفرين باشد؟ميگويد:"بله،همه ي آدم ها مملو ازاين احساسات هستند . ترس، نگراني، تاسف، حسادت، تخيل، غيرت، درد، رنج عواملي هستند كه هر كس بخواهد منكرشان بشود دروغ مي گويد. همه ي انسان ها كمابيش چنين احساساتي دارند كه به فراخور تربيت و فرهنگ افراد با اشكال گوناگون ديده مي شوند."

مي پرسم آيا نقشي هست كه دوست داشته باشي آن را ايفا كني؟ مي گويد:"بله.در صحنه ي تئاتر بسيار دوست دارم كه نقش هملت را بازي كنم." بهداد هم چنين در يك اپيزود از سريال همسفر(قاسم جعفري) نقش آفريني كرده است. مي گويد:"بازي در آن سريال دو مزيت داشت.اولا برايم نوعي اتود و تمريني بود كه باعث مي شد زود از نتيجه كارم با خبر شوم و متوجه نقاط ضعف و قوت كارم باشم.ديگر اين كه چون كارگردان آزادي عمل به بازيگران

مي داد،كمي فضولي كردم و به تجربياتم افزودم." مي پرسم،آيا اين آزادي عمل را در فيلم آخر بازي هم داشتي؟ مي گويد: "نه،همايون اسعديان بسيار مواظبم بود .چون هم كار اولم را تجربه مي كردم وهم سينما جاي آزمون و خطاها نيست.بايد نمره ي قبولي مي گرفتم.او حركات دستم را كنترل مي كرد و بعد از چندين بار تمرين به ايفاي نقش مي پرداختم.البته از محدوديت هايي كه ايجاد كرد، اصلا ناراحت نيستم وبه عنوان اولين كار راضي هستم."

بهداد از ميان بازيگران ايراني به آتيلا پسياني،خسرو شكيبايي و حسين پرورش علاقه دارد و  درباره ي بازيگران خارجي مورد علاقه اش مي گويد:"سه نفر را بسيار دوست دارم.اول مارلون براندو،دوم مارلون براندو و سوم مارلون براندو.البته در ميان بازيگران قديمي ايراني بايد به بهروز وثوقي اشاره كنم."

وقتي كه به او مي گويم از ميان بازيگران هم نسل خودت بازي چه كساني را قبول داري،مي گويد:"از بازيگران هم نسل ايراني ام هيچ يك را، اما در ميان خارجي ها براد پيت،شون پن،جواكين فونيكس را مي پسندم."

او فروغ فرخزاد و رخشان بني اعتماد را به عنوان دو هنرمند زن بسيار دوست دارد.در ميان كارگردان ها به آثار ناصر تقوايي و داريوش مهرجويي علاقه مند است و فيلم هايي كه بر او بسيار تاثير گذاشته اند،عبارتند از:"آخرين تانگو در پاريس"(برناردو برتولوچي) ،"ديوانه از قفس پريد"(ميلوش فورمن)،"گوزن ها"(مسعود كيميايي)،"ناخدا خورشيد"(ناصر تقوايي) و كندو(فريدون گله).

بهداد اوقات فراغتش را گاهي به مطالعه،ورزش و تمرين فن بيان و بدن سازي و...تنبلي مي گذراند ودر جواب اين سؤال كه ايا فكرمي كني روزي سوپراستار شوي؟ مي گويد:"بعيد نيست."بهداد از موج جوان گرايي در سينماي ايران بيزار است و مي گويد:"البته خودم هم از صدقه سر همين موج وارد سينما شده ام ولي اين جريان اصالت ندارد.امروز هست و فردا نيست.به ويتريني مي ماند كه بازيگران جوان را در آن نمايش مي دهند.فيلم هايي هم كه حاصل اين موج هستند،مشكلات دستمالي شده و آبكي و بچگانه ي جوان ها را به نمايش مي گذارند. شايد اگر چنين فيلم هاي دختر پسري به من هم پيشنهاد شود،ناچار بازي كنم اما بالاخره سعي مي كنم دربستر فرهنگي تري خود را جا بيندازم."

مي پرسم فكر مي كني سينماي جوان گرايانه بايد به چه معضلاتي بپردازد؟مي گويد:"مشكلات ازلي/ابدي.مثلا معضل فقرو گرسنگي.اكثر جوان هاي ما در فقر فرهنگي و مالي به سر مي برند،وظيفه ي هنرمند اين نيست كه باب لهو و لعب و چرت و پرت گويي و حرف هاي سطح پايين فلسفي و شاعرانه را باز كند.مشكلات بسيار عميق تري وجود دارند كه بايد درسينما به آنها توجه شود.به عنوان مثال وقتي فيلم بادكنك سفيد(جعفر پناهي) را ديدم،به حال تنهايي آن كودك افغاني گريستم يا براي پسرك بچه هاي آسمان (مجيد مجيدي) دلم سوخت.به هر حال از طرح مشكلات رمانتيك و از سر شكم سيري بدم مي آيد."

مي پرسم،چرا وقتي برخي بازيگران به مرحله ي سوپراستاري مي رسند رفتارشان به خصوص با مطبوعات كه رابط آنها با مردم هستندعوض مي شود؟مي گويد:"نمي دانم شايد خودشان را گم مي كنند شايد هم به دليل اذيت و  آزار بعضي خبرنگاران و چاپ شايعه و تهمت در برخي نشريات زرد باشد كه به حيثيت آنها لطمه مي زند."

و در پايان مي گويد:"دوست نداشتم كه در بخش چهره ها صحبت كنم چون هنوز چندان در سينما و تلويزيون كار نكرده ام،كاش زماني به سراغم مي آمديد كه سابقه ي كارم كمي بيشتر بود.به هر حال اميدوارم براي تمام كساني كه در اين بخش و از طريق چاپ عكس و مصاحبه هايشان معرفي مي شوند،شرايط كار بهتر فراهم شود.

 


 

 این متن رو سارا(امین)عزیز برام فرستاد و با این لطفش من تونستم بعد از  مدتها وبلاگ رو آپدیت کنم *

ممنونم

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ | موضوع: | لینک ثابت |