
خب "گربه های ایرانی" همچنان اکران جهانیش ادامه داره و ما هنوز این فیلم رو ندیدیم ،تیزرشم میدونم در اینترنت پخش شده ،به دستم برسه حتماً تو همین پست میذارم ،برای کسایی که دوست دارن ویدئو و عکس از این فیلم در اینترنت جستجو کنن پیشنهاد میکنم از این کلمات در گوگل استفاده کنن
-
no one knows about persian cats
-
Kasi az gorbehaye irani khabar nadareh
-
les chats persans
-
nobody knows about persian cats
مصاحبه با اشکان و نگار وبهمن قبادی و قسمتهایی از فیلم
مصاحبه بی بی سی با بهمن قبادی و بخشهایی از فیلم
من فقط یک توضیح کوچیک میدم.این یک آپ دست گرمیه ایشالا آپ تولد بعدی هم در راه!این متن دو تا تبریک کوچیک از طرف یلدا عزیز و من برای آقای بازیگر ما.
******

یلدا عزیز:
۳۶ سال پیش در یک همچین شبی یه پسر درباغ نادری مشهد متولد شد...من نمی دونم در اون لحظه ستاره ها و افلاک چه زاویه ای نسبت به هم داشتن و تاثیرشون روی زمین مخصوصا اون نقطه ای از زمین که اون پسر به دنیا اومد چه طور بوده ولی هرچی که بوده باعث شده خیلی چیزها در اثر عنصر وجودی اون آدم زیر و رو بشن... حالا او قاعده فیلم دیدن وسینما رفتن و هنر بازیگری و کلا سطح انتظار ما از این هنر رو بالا برده او می توته با یک نقش چند دقیقه ای و دو تا دیالوگ کوتاه چهار ستون بدن تماشاگر فیلم رو به لرزه در بیاره میتونه در قالب نقشی مثل خسرو آتش به جگر تماشاگر بزنه یا از طریق بهرام طلوعی عنان تماشاچی را در درست گرفته و بکشاندش به هر کجا که خاطر خواهشه! البته بهداد بازیگر کاردرستیه ولی چیزی که مارو اینجا دور هم جمع کرده فقط بازی درخشان او نیست بلکه شخصیت کاریزماتیک و عجیبشه.... در واقع این وجه شخصیت آدمی مثل اونه که مثل یه دیوارحایل بین اون و بقیه انسانهای مشهور فاصله انداخته این hyper manicبودنش که به مزاق خیلی ها خوش نمی آد باعث شده او با یک سرسختی مسیح وار این صلیب سختی ها رو تا قله شهرت تک و تنها به دوش بکشه ...مارلون براندو در جواب اعتراض لارنس به اینکه او فقط راجع به سرخپوستا حرف میزنه میگه: این واقعیت به طرز وحشتناکی منو آزار می ده که هرکس به دیدنم میآد داره با یه بازیگر احمق بی شعور خیلی مشهور(!) ملاقات میکنه نه با یه انسان ,انسانی که شاید نقطه نظرات دیگه ای و یا دلمشغولی های دیگه ای هم داشته باشه اونوقت این ابلهانه ترین قسمت زندگیمه که به عنوان مهم ترین قسمت زندگی ازش صحبت می کنن
خدایا در این شب بلند پاییزی به ما کمک کن که در پیچ وخمهای زندگی انسانی با پشتکار حامد باشیم چون به قول خودش: بازیگر بشیم یا نشیم فرقی نمی کنه.... (زندگی) باید چیز مسحورکننده ای باشه.والا بازیگری شغله.. حامد بهداد امیدوارم زندگی برات همیشه مسحور کننده باشه......تولدت مبارک
******
سال ها پیش یه گوشه مشهد پسر بچه ای به دنیا اومد که خیلی دلش می خواست بدونه تو دنیا چه خبره برای همین زود تر از وقتی که خدا بهش قول داده بود سر خورد و اومد تو دنیا!از همون موقعه بود که خاص شد...
سال ها گذشت و محو هنر بازیگری شد همه ی نیروش و جمع کرد تا به آرزوش برسه..... و رسید.با فیلم آخر بازی خودش رو به مردم معرفی کرد.گوش که تیز میکردی تو سالن های سینما و جاهای هنری حرف هایی درباره بازیش میشنیدی.داورهای جشنواره فجر مجذوب بازیش شدن و این بازیگر جوان و بااستعداد رو کاندید کردن....ولی فیلم با اکران بدی مواجه شد.اون پسر رو پاش بلند شد وایستاد و به همه گفت:من حامد بهدادم و آخر بازی آخر(ین)بازیم نیست من تازه اومدم!و این بود اول بازی حامد بهداد......
از اون فیلم سال هاست که میگذره و پسر قصه ما لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر به آرزوش میرسه.
دیگه حالا ۲۶ آبان واسه خیلی آدم ها مهمه.
امسال سال خوب و پر از موفقیتی برای مارلون براندوی وطنی ما بود.حامد بهداد عزیز سال بهتر و پر موفقیت و پر از آرامشی دوست داشتنی رو براتون آرزو میکنم.
نخستين جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني قرار بود از ۱۴ تا ۱۶ اگوست در مركز هنرهاي نمايشي ريچـوند هيل برگزار شود.اما به دلیل مشکلات بعضی از داوران این برنامه به تاریخ ۱۰ تا ۱۴ نوامبر موکول شد.اين اولين بار است كه جشنوارهاي با اين ويژگيها در خارج از ايران برپا ميشود، چرا كه كارگردانان آثاري كه در آن به نمايش در ميآيد و يا به مسابقه گذاشته ميشود، همه در داخل ايران زندگي ميكنند.
اين جشنواره به همت پرشيا فيلم به مديريت شاهرخ بحرالعلومي و به دنبال ماهها تلاش و برنامهريزي تدارك ديده شده كه نماينده انحصاري انجمن سينماي جوان ايران است.
شاهرخ بحرالعلومي از هنرمندان پرسابقه تلويزيون و سينماي ايران و كارگردان فيلمهاي كوتاه و مستند است كه فيلم فصل خاك او در جشنواره جهاني فيلمهاي كوتاه سينه فيستا جايزه گرفت و سپس در جشنواره فيلم نيويورك برنده جايزه بهترين اثر هنري Gold Price شد.فیلم ها توسط مهناز ، حامد بهداد و بهرام رادان در حال برسی اند.مستند،داستانی ،تجربی و انیمیشن ،سبک یا ژانر فیلم هایی هستند که در این جشنواره نمایش داده میشوند.
عکسی از داوران جشنواره:
http://i36.tinypic.com/27zexqe.jpg
مهناز افشار بهرام رادان و شاهرخ بحر العلومی(مدیر جشنواره):

«مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون كه چندي پیش دچار بيماري شده بود و در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان بود صبح امروز درگذشت.
براساس اين گزارش، «مسعود رسام» مدتها بيمار بود و به تناوب در بيمارستان بستري می شد.
مسعود رسام، فارغالتحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما و تهيهكننده و كارگردان سريالهاي تلويزيوني به يادماندني چون همسران، مرواريد سرخ و سرزمين سبز است. دو فيلم «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز در كارنامه سينمايي وي به چشم ميخورند.
«بيژن بيرنگ» همكار ديرينه «مسعود رسام» گفت: جاي او در عرصه هنر بسيار خالي است و هيچ وقت پر نميشود.
«بيژن بيرنگ» دوست و همكار نزديك مرحوم«مسعود رسام»، در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره درگذشت اين هنرمند، گفت: من حس ميكنم، كه يك دوست، يك رفيق و يك همكار عزيز را از دست دادم.
اين تهيهكننده تلويزيون كه در مجموعههايي چون «همسران» و «خانه سبز» با رسام همكاري داشته، گفت: ما به هم خيلي نزديك بوديم و در شرايطي كه باور پذير نبود كه دونفر با هم كار كنند، ما 17-18 سال با هم كار كرديم.
بيرنگ در انتها در حالي كه بسيار متأثر بود، اظهار داشت: جاي ايشان بسيار خالي است، جاي خالي بعضيها هيچ وقت پر نميشود.
*متن از سایت سینمایی سینمای ما
*از طرف خودم آیدای عزیز و همه ی دوستان به خانواده ی این مرحوم و خانواده ی سینما تسلیت مگیم![]()
جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشتهاي منتقدين نميدانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكتهاي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه نابتر كنيم.
يادداشتي نوشته بوديد از سر بيعنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرمودهايد. خب نماينده مجلس ميشديد استاد. گيرم نظرتان راجعبه كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهتدار بر نقدي بهظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر ميدانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد ميميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نميشود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگسكوت و چيدمان عكسهايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق ميافتد. اين است كه ميگويم جهتدار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز ميروم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زدهام، منظوري مشخص را دنبال كردهام. مضاف بر اينكه ميدانم از تئاتر تجربي كمتر ميدانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.
نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اينكه در اهانتنامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر ميخواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانوادهام. ميخواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره ميكند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته ميرود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينهترين جريده سينمايي است و بس. ميرود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزشتان كم نميكند) اما آيا اين بود چشمانداز شما؟ اينگونه بهنظر ميرسد به محض اينكه پديدهاي نو و متفاوت به نگاهتان نميگنجد درصدد حذف آن برميآييد.
نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت ميكند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بيدانشي. از همين روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار ميشود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگريام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلمها هم مربوط ميشود. پس آن كارگردان كه ذوق ميكند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا ميدهد، شرح وظايفش از نگاه زيباييشناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلمنامهنويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه ميدهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانوادهام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده ميشود. نقش را باطن و لباسي متصور ميشوي اما فيلمنامه را كه ميخواني ذوقت كور ميشود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه بردهاي كارگر نميشود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس ميكنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را ميگويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران همنسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نميكنم. ريسك ميكنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحكترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من ميگويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بيتوجه بودهام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دلخون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بيتوجه بودهام يا ايشان به من؟ شما را چه ميشود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه ميگذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمينويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما ميكنيد.
نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقهتان را مخدوش ميكند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زدهايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كردهايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمانآرا، فرهادي، شهبازي و قباديها دعوت به همكاري كردهاند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشتههايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف ميدانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.
اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مينويسم از اينروست كه يك مويتان ميارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانهروز فرموده بوديد هنر كارگردانها اين بوده كه توانستهاند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهرهام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نميدانيد نقشي را كه بازي كردهام مابهازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكتهاي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برميگردد. براي من هوشنگ گلمكاني بيهيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه ميفرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.
در آن قحطي حوصلهتان كه حتي 6 خط مرا قابل نميدانست اميد همين تك كلمه هم نميرفت. منتقدين بيسواد هميشه از سينماگران عقبتر بودهاند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب ميكنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشتهاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشتهاي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگآور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي ميجويم.
حامد بهداد
3 آبان 1388
منبع : اعتماد
حامد بهداد كه يكي از داوران اين جشنواره است در راستاي حمايت از اين جشنواره و حركتهايي اينچنين بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني به رياست شاهرخ بحرالعلومي تقديم كرد و از زحمات اين جشنواره براي نمايش 115 فيلم كوتاه به صورت رقابتي و ارج نهادن به استعدادهاي جوانان فيلمساز ساكن ايران، قدرداني نمود.
اين جشنواره از 15 تا 22 آبان در تورنتو كانادا برگزار خواهد شد و 115 فيلم كوتاه سينماگران جوان در سينماي امپاير تورنتو روي پرده خواهد رفت و توسط داوران ايراني قضاوت خواهند شد.
اين جشنواره پيشتر قرار بود در مرداد ماه برگزار شود كه به دليل مشكلات كاري 2 نفر از داوران به آبان موكول شد.
اين نخستين جشنواره فيلم كوتاه ايراني در خارج از كشور خواهد بود كه با آثار فيلمسازان سينماي جوان به صورت رقابتي كار خود را آغاز خواهد كرد.
جايزه برتر اين فستيوال به نام «سيفالله داد» نامگذاري شده است.
آقای بهداد، خانم بهداد! پسر شما هنرمند است و این به دست نمیآمد اگر فکر و ذکر شما حامد نبود، به دست نمیآمد اگر سایه مهر و محبت شما بالای سرش نبود، به دست نمیآمد اگر فرهنگ در زندگی شما جاری نبود، به دست نمیآمد اگر یاریاش نمیکردید، به دست نمیآمد اگر شما هم راه و هم همراه او نبودید. برای ما پسر شما هنرمند بزرگی است.
دست مریزاد...
*ممنون از آیدای عزیز برای لینک مطلب
سهم سينماي ايران از اين فستيوال دو جايزه بود .
حامد بهداد عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي را نصيب خود كرد.
به گزارش «باني فيلم»، در مراسم اختتاميه اين فستيوال كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.
حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلمهاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیتهای از کارشناسان بینالمللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شدهاند. در بخش فيلمهاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلمهاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.
*ممنون از
لینک های مربوطه:
Khaleej Times Online و The National Newspaper
از طرف خودم و همه دوستان این جایزه رو به حامد بهداد عزیز تبریک میگم ![]()
![]()
![]()
گفتگوی حامد بهداد و دنیا خمامی با استاد چنگیز جلیلوند رو براتون میذاریم ،میدونم شما هم مثل ما ممکنه خیلی از این فیلمایی که نام برده شده رو ندیده باشید ،برای همین این مصاحبه ماندگاره و تا زمانی که موفق بشید تمام این فیلما رو ببینید این گفتگو تازه و خواندنیه ! از خانم "خمامی" هم برای ترتیب دادن این گفتگوی چند ساعته جذاب متشکریم ![]()
مقدمه :
پدرخوانده ای که اخم نمی کند و متواضع است ،این مهمترین خصیصه اش است،درآنطرف هم پسری که عاشق و شیدای مارلون براندوست .پس شب ،شب پدرخوانده است...
یک طرف: مرد صدا / وقتی با چنگیز جلیلوند تماس گرفتم در پاسخ به من گفت : "از طرف شما ممنونم ،حامد را هم خیلی دوست دارم اما بیشتر از 30 دقیقه نمی توانم برایتان وقت بگذارم ".ساعت 9.30 دقیقه گفت و گویمان شروع شد .از همان ابتدا آنقدر شیرین حرف می زد که مارا وادار به سکوت می کرد.آنقدر انرژی داشت که درنهایت بهداد به او گفت:آقا شما خیلی طالع بلندی داری،من جلوی شما و انرژی تان کم آوردم! تمام اسامی بزرگ سینمای هالیوود و اروپا مثل مارلون براندو ،پل نیومن ،پیتراوتول و...با صدای چنگیز جلیلوند برای ما شناخته شده اند،او آنقدر پر از ذوق و قریحه و استعداد و توانمندی است که من واقعاً موقع نوشتن این مقدمه نمی دانستم باید کدام یک از وجوهاتش را پررنگ تر کنم؟
طرف دیگر :آنتی تکرار / کلیشه واژه ای است که همیشه به عنوان یک روزنامه نگار از آن بیزار بوده ام و فراری.حال اگر قرار باشد که روبروی آدمی ضدکلیشه مثل "حامد بهداد" بنشینی، انگیزه ای بسیار ناب پشت قضیه باشد و برای او چه انگیزه ای بالاتر از "مارلون براندو" و صدای او؟ صاحب این صدا همان کسی است که 8 سال است بهداد می خواهد جایزه اش را تقدیم او کند اما بعد از 10سال حضور هنوز به رغم همه پدیده بودنش ،نتوانسته است این جایزه را نصیب خودش کند.او درابتدا به من گفت : خانوم من این روزها حال خوبی ندارم ! اما وقتی وارد روزنامه شد آنقدر انرژی مثبتی از این فضا گرفته بود که از همان ابتدا مصاحبه را در دست گرفت و دقیقاً 5 ساعت گفت و شنید و خندید و بغض کرد و درآخر با گفتن یک جمله خستگی مرا به در کرد : "این مصاحبه یکی از بهترین گفت و گوهایم بود".
ساعت 1:55 دقیقه نیمه شب است و آقای جلیلوند آنقدر از این گفت و گو راضی است که فراموش کرده به من گفته بود : بیشتر از 30دقیقه نمی توانم برایتان وقت بگذارم!
ادامه مطلب







.jpg)
