تبليغاتX
و حامد بهداد ...

سیمرغ های مردمی جشنواره 28 ام فجر
شنبه 17 بهمن1388 ساعت 10:31 بعد از ظهر
 

حامد بهداد حمید فرخ نژاد

جشنواره 28 گذشت با  بهداد ها و فرخ نژاد های عالی تر ،احساس خاصی ندارم وقتی مراسم اختتامیه  با انواع و اقسام فریب ها و حق خوری ها به وقیح ترین شکل ممکن برگزار میشه ، آرزوی چه سیمرغی باید داشته باشیم ؟  چرا باید خودمون رو برای جایزه ای که هیچ تأثیری تو زیاد یا کم شدن علاقمون به هنر هنرمندامون نداره ناراحت کنیم  ،واقعاً اگه هنرمندامون سودای سیمرغ داشتن باید چندسال پیش دست از هنر برمیداشتن ! حرفا زیاده برای گفتن ولی سکوت رو ترجیح میدم و فقط میگم :

درود بر ابراهیم حاتمی کیا ،درود بر حمید فرخ نژاد ،درود بر حامد بهداد و...

بشــــــــــنوید : 

  گزارش مراسم :  قسمت ۱      قسمت ۲

*خب مراسم رو که مثل هرسال با تأخیر دوسه روزه و خلاصه و بی سرو صدا دیدیم  از فرزاد حسنی برای  نظرات کارشناسیش در تمام برنامه های سینماییش و اجرای گرمش و تلاشش برای بیان آنچه که نمیشود دید سپاسگزارم.


نگاهی به بازیگرهای منتخب داوران جشنواره بیست و هشتم

بازیهای حمید فرخ نژاد و حامد بهداد دیده نشد

حامد بهداد به ترتیب از راست به چپ در فیلم های

داوران جشنواره در انتخاب نامزدهای بهترین بازیگران و اهدای سیمرغ حق بازیگرانی را که نقش‌آفرینی متفاوت و ویژه داشتند نادیده گرفتند.
داستان داوری در جشنواره فیلم فجر ماجرایی است طولانی و تکراری که به شکلی غریب هر سال به شیوه‌ای خود را نشان می‌دهد.

داوران جشنواره امسال نیز در انتخاب نامزدهای بهترین بازیگران و اهدای سیمرغ حق بازیگرانی را که نقش‌آفرینی متفاوت و ویژه داشتند نادیده گرفتند. چگونه می‌توان تلاش حمید فرخ‌نژاد در فیلمهای "به رنگ ارغوان"، "آتشکار"، "دموکراسی تو روز روشن"، "همبازی" و "شب واقعه" را ندید؟ یک بازیگر چقدر قدرت و انعطاف بازیگری باید به خرج بدهد تا بتواند سیمرغ بلورین را به دست بیاورد.

هدایت هاشمی و محسن تنابنده دو بازیگر مستعد هستند که در این سالها فرصت نقش‌آفرینیهای تاثیرگذار و به یادماندنی را داشته‌اند اما حمید فرخ‌نژاد بازیگر گزیده‌کاری است که حضورش با این تعداد نقش متفاوت و متنوع در جشنواره امسال از خوش‌اقبالی سینمای ایران بوده است و نادیده گرفتن این تلاش و فاصله گرفتن از کلیشه شدن ظلمی بزرگ به این بازیگر توانا است. بازیگری که منشوری از بازیگری را در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به تصویر کشید و حاصل کارش با هیچ بازیگر دیگری قابل مقایسه نیست. محروم کردن او از سیمرغ بلورین ارزش هنر او را کمرنگ نمی‌کند.

اهدای سیمرغ بلورین به مهدی فقیه برای بازی در فیلم سینمایی "ملک سلیمان" در حالی که حامد بهداد سالها است با نقش‌آفرینیهای مختلف استحقاق دریافت جایزه را دارد کم لطفی به این بازیگر جوان است. دیشب و در مراسم اختتامیه بسیاری امیدوار بودند طلسم سیمرغ نگرفتن حامد بهداد بشکند اما هیئت داوران سیمرغ را به فقیه داد.

برای تقدیر از یک بازیگر پیشکسوت نباید حقوق حرفه‌ای بازیگری جوان که هربار مخاطبش را شگفت زده می‌کند ضایع کرد. می‌شد در این بخش مانند همه بخشها دیپلم افتخاری برای فقیه درنظر گرفت و سیمرغ بلورین را به حامد بهداد برای بازیهای خوبش در "لطفا مزاحم نشوید"، "هفت دقیقه تا پائیز" و "کیمیا و خاک" داد و به تلاش بازیگری ارج نهاد که هیچگاه در یک قالب محدود نشده است.

در بخش بازیگری نقش مکمل زن، اگر چه شیرین یزدان‌بخش حضوری دلنشین در فیلم سینمایی "لطفا مزاحم نشوید" داشت اما یک نابازیگر که توانایی‌اش در اجرای نقشهای متفاوت را نشان نداده و در بهترین حالت مقابل دوربین بازی نکرده و خودش را زندگی کرده نمی‌تواند مانند یک بازیگر حرفه‌ای دیده شود. با اهدای دیپلم می‌شد از بازی یزدان‌بخش تقدیر کرد و سیمرغ را به بازیگر دیگری داد.

در بخش بازیگری نقش اول زن اهدای دیپلم افتخار به مریلا زارعی کمی غریب است اما به نظر می‌رسد هیئت داوران بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر بیش از دیگر داوران به دنبال راضی کردن همه نامزدها بوده و به این طریق با اهدای دیپلم افتخار در بخشهای مختلف خواسته تعداد ناراضی‌ها را به کمترین میزان برساند.

حمید فرخ‌نژاد، حامد بهداد و بازیگران بزرگی که جشنواره فیلم فجر به آنها روی خوش نشان نداده برای ماندگاری در تاریخ سینمایی ایران توشه‌ای بیش از سیمرغ نیاز دارند و آن نقش‌آفرینی متفاوت و غیرکلیشه‌ای است.

 منبع: خبرگزاری مهر

 

*بازی مریلا زارعی رو ندیدم ولی هدیه تهرانی بازگشت باشکوهی داشت ،نقشش رو زیبا و به دور از احساسگرایی های کلیشه ای بازی کرد .حداقل میشد دیپلم رو به هدیه تهرانی داد.

نوشته شده توسط آیدا | موضوع: | لینک ثابت |
برندگان سیمرغ بلورین بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر
چهارشنبه 14 بهمن1388 ساعت 10:47 بعد از ظهر


به گزارش روزنامه ی روز بانی فیلم برندگان سیمرغ بلورین بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به شرح زیر است:


- بهترين فيلم: به رنگ ارغوان (سيدجمال ساداتيان)
- بهترين کارگرداني: ابراهيم حاتمي‌کيا (به رنگ ارغوان)
- جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي: عصر روز دهم
پلاک زرين دبيرجشنواره: ملک سليمان
بهترين فيلم از نگاه تماشاگران: به رنگ ارغوان
- بهترين فيلم اول و دوم: نفوذي (احمد کاوري، مهدي فيوضي)
بهترين کارگردان بخش فيلم‌هاي اول و دوم: بهرام توکلي (پرسه در مه)
-بهترين چهره‌پردازي: سعيد ملکان (ملک سليمان)
-بهترين جلوه‌هاي ويژه: شب واقعه
- بهترين جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي: لئولو (ملک سليمان) و هفت دقيقه تا پاييز
بهترين فيلمبرداري: حسن کريمي (به رنگ ارغوان)
بهترين بازيگر نقش اول مرد: محسن تنابنده (هفت دقيقه تا پاييز، سنگ اول)
بهترين بازيگر نقش اول زن: نگار جواهريان (طلاو مس)
فيلمنامه‌ اقتباسي: چهل‌سالگي (مصطفي رستگاري)
فيلمنامه: شب واقعه (همايون شهنواز و شهرام اسدي)
بهترين طراحي صحنه و لباس: عباس بلوندي (شب واقعه)
بهترين صدابرداري: وحيد مقدسي
بهترين موسيقي: آل (بهزاد عبدي)
بهترين صداگذاري: سيدرضا علوي (آل)
کينسون تسانگ (ملک سليمان)
بهترين بازيگر مکمل مرد: مهدي فقيه (ملک سليمان)
بهترين بازيگر مکمل زن: شيرين يزدان‌بخش (لطفا مزاحم نشويد)
بهترين تدوين: حسين غضنفري (شب واقعه)
بهترين فيلم ويديويي: ديپلم افتخار براي «دويدن در ميان ابرها» (امين فرج‌پور) و افسانه 98 (احسان عبدي‌پور)
[در اين بخش سيمرغ اهدا نشد]
بهترين پويانمايي: امير مهران (شهر خاموش)
بهترين مستند نيمه بلند و کوتاه: رضا فرهمند (اتاق صعود)
بهترين مستند بلند: جاي خالي آقا يا خانم «ب» (فيما امامي و رضا دريانوش)
بهترين کارگرداني مستند: فرشيد اخلاقي‌پور (تالار عروسي)
جايزه ويژه هيأت داوران: زندگي (همايون رضا عطار)
جايزه ويژه هيات داوران: عليرضا رئيسيان (چهل‌سالگي) و همايون اسعديان(طلا و مس)


یادمه یه بار هاله یه چیزی نوشته بود بعد از یکی از اختتامیه های جشنواره فیلم فجر.دلم خواست دوباره حرفش و بخونیم.

"من به شخصه عادت دارم به جایزه نگرفتن بهداد ... به این فکر می کنم که ما فیلمهاشو می بینیم...لذتش رو می بریم... و احسنتش رو هم میگیم... اما این که هربار بشینیم منتظر که آیا جایزه میگیره یا نمیگیره خیلی خوشایند به نظر نمی رسه! نمی خوام بگم جایزه مهم نیست! مهمه! خیلی هم مهمه!! هیشکی هم از جایزه و تشویق بدش نمیاد! اما میگم اینقدر به نگرفتنش فکر نکنیم!! همه میگیم جایزه مهم نیست(که هست!) اما تو حرفهامون لعن و نفرینه که نثار داورا می کنیم!! میتونیم اینطوری فکر کنیم...جایزه مهمه! بهداد هم عالی بازی کرده! اما بهش جایزه رو ندادن! باشه! ما دوست داشتیم جایزه رو تو دستهاش ببینیم! اما حالا که ندادن مهم نیست! نه داورا رو زیر سوال می بریم نه کار بهداد رو! داورها انتخابشون رو کردن؛ بهداد هم تلاشش رو کرده! چیزی که این وسط مهمه اینه که ما از دیدن بازیهای او لذت بردیم! فکر میکنم همین باید برای ما بس باشه!!! اینطور نیست؟!"

نوشته شده توسط نهال | موضوع: | لینک ثابت |
اسامي نامزدهاي مسابقه سينماي ايران جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر
سه شنبه 13 بهمن1388 ساعت 11:46 بعد از ظهر
به گزارش خبرگزاري فارس، اسامي نامزدهاي بخشهاي مختلف سينماي ايران به شرح زير اعلام شد:

نامزدهاي بهترين چهره پردازي :
1- به رنگ ارغوان
2- طلا و مس
3- ملك سليمان
4- ناسپاس
5- نفوذي

نامزدهاي بهترين جلوه هاي ويژه ميداني:
1- شب واقعه
2- شكارچي شنبه
3- عصر روز دهم
4- ناسپاس

نامزدهاي بهترين جلوه هاي ويژه رايانه اي:
1- شب واقعه
2- عصر روز دهم
3- ملك سليمان
4- ناسپاس
5- هفت دقيقه تا پاييز

نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:
1- شب واقعه
2- شكارچي شنبه
3- ملك سليمان
4- ناسپاس
5- نفوذي
6- هفت دقيقه تا پاييز

نامزدهاي بهترين صدا:
1- آل
2- آناهيتا
3- بيداري روياها
4- شب واقعه
5- ملك سليمان

نامزدهاي بهترين موسيقي:
1- آل (بهزاد عبدي)
2- آناهيتا (ستار اوركي)
3- پرسه در مه (حامد ثبات)
4- طلا و مس (آريا عظيمي نژاد)
5- ملك سليمان (چان كونگ وينگ

نامزدهاي بهترين نقش مكمل مرد:
1- حامد بهداد (هفت دقيقه تا پاييز)
2- كورش تهامي (به رنگ ارغوان)
3- امير جعفري (كيفر)
4- مهدي فقيه (ملك سليمان)
5- جمشيد هاشم پور (كيفر)

نامزدهاي بهترين نقش مكمل زن:
1- مهناز افشار (تسويه حساب)
2- آزيتا حاجيان ( كيميا و خاك)
3- سليمه رنگ زن (عصر روز دهم)
4- آناهيتا نعمتي (آل)
5- شيرين يزدان بخش (لطفاً مزاحم نشويد)

نامزدهاي بهترين تدوين:
1- سنگ اول (بهرام دهقاني)
2- شب واقعه (حسين غضنفري)
3- طلا و مس ( بهرام دهقاني)
4- لطفاً مزاحم نشويد (سپيده عبدالوهاب)
5- هفت دقيقه تا پاييز (هايده صفي ياري)

نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
1- آل ( فرشاد محمدي)
2- به رنگ ارغوان (حسن كريمي)
3- تسويه حساب (عليرضا زرين دست)
4- شب واقعه (امير كريمي)
5- ملك سليمان (حميد خضوعي ابيانه)

نامزدهاي بهترين نقش اول مرد
1- امين حيايي ( بيداري روياها)
2- محسن طنابنده ( سنگ اول)
3- حميد فرخ نژاد (شب واقعه)
4- محمدرضا فروتن (چهل سالگي)
5- هدايت هاشمي (لطفا مزاحم نشويد)
6- محسن طنابنده (هفت دقيقه تا پاييز

نامزدهاي بهترين نقش اول زن:
1- هديه تهراني (هفت دقيقه تا پاييز)
2- نگار جواهريان ( طلا ومس)
3- ليلا حاتمي (چهل سالگي)
4- مريلا زارعي (كيفر)
5- لادن مستوفي (تسويه حساب)

نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
1- به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي كيا)
2- چهل سالگي (مصطفي رستگاري)
3- شب واقعه (همايون شهنواز، شهرام اسدي)
4- طلا و مس (حامد محمدي)
5- نفوذي (احمد كاوري، داود اميريان)

نامزدهاي بهترين كارگرداني:
1- به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي كيا)
2- چهل سالگي ( عليرضا رئيسيان)
3- شب واقعه (شهرام اسدي)
4- طلا و مس ( همايون اسعديان)
5- ملك سليمان (شهريار بحراني)
6- هفت دقيقه تا پاييز ( عليرضا اميني)

نامزدهاي بهترين فيلم:
1- به رنگ ارغوان
2- چهل سالگي
3- شب واقعه
4- طلا و مس
5- ملك سليمان
6- هفت دقيقه تا پاييز


خوشحالم که اسم حامد بهداد عزیز رو تو این لیست میبینم.فیلم رو ندیدم که بتونم نظر بدم فقط امیدوارم که حامد بهداد عزیز دست خالی از اختتامیه جشنواره فجر بیرون نیاد.

نوشته شده توسط نهال | موضوع: | لینک ثابت |
... هفت دقیقه تا
سه شنبه 13 بهمن1388 ساعت 10:51 قبل از ظهر

 خیلی خستم به خاطر کار و جشنواره ،دوست داشتم با کلمات بهتری از این نازنین فیلم بگم ولی هم قابل توصیف نیست و هم سخته این همه حرفام نیست ولی به هرحال این حرفایی که قراره بزنم کاملاً یک احساس شخصیه و اصلاً هم قصد بالا و پایین بردن کسی یا فیلمی رو ندارم .قبل همه چیز بگم که خیلی خوشحالم که مثل هرسال بازم فیلمی با دغدغه های همیشگی بهداد یعنی خانواده ،انسانیت و معضلات اجتماعی میبینم  مسئله ای که همیشه درمورد انتخابای بهداد برام مهم بوده .به عنوان یک بیننده ساده چیزی که رو پرده دیدم دقایقی بود که یک دوربین از زندگی واقعی آدما داشت بهمون نشون میداد ،همه چی واقعی بود ،نمایش فقر ، معضلات اجتماعی ،عشق مادر به فرزند ،عشق پدر به فرزند و خیلی چیزای دیگه .. بازیها درخشان ،تدوین عالی ،جامپ کات ها عالیتر وسکانسا بی نظیر .لحظاتی تو فیلم هست که عاطفه و قلبت رو بدست میگیره شاید نمونه مشابهش رو یک جور دیگه تو درباره الی دیده باشیم ولی اینجا نوعهای دیگش رو تجربه میکنیم ،شخصیتها هرکدوم درد خودشون رو دارن و تماشاگرا با بیشترشون ارتباط برقرار میکنن. درمورد بهداد شاید لحن و صداش برام خیلی تازگی نداشته باشه ولی ولی نقش آفرینی پیچیده و با مهارتش خیلی واسم ارزش داشت موقعیت های که این کاراکتر در مواجهه با همسرش و بچش داشت برام خیلی جذاب و جدید بود.فیلم یک سری سکانس داره که نماهای خاصی از بهداد میگیره  و میخواد حس تنهایی اون رو به بیننده منتقل کنه ،از بهداد کمتر همچین سکانسایی دیده بودم سکانس بیحالی بهداد در اثر نشت گاز  فوق العاده  اجرا شده و سکانسای ساده دیگه که درکنار خانوادست ،دعواهای (به قول خودم روشنفکری نه دلخونی) که بازنش میکنه بسیار خوب درومده که البته بازی هماهنگ و زیبای خاطره اسدی با بهداد هم خیلی تو درآوردن سکانسای دعوا موثره.از نکات زیبای دیگه بازی بهداد ارتباطش با پسرشه که بدون اینکه غلوی بکنه خیلی طبیعی باپسرش حرف میزنه  و در طول فیلم با لحنش ، نگاهش ، نوازشش و بغضی که توکلامشه این محبت رو نشون میده.بازهم درکنارش بازی خوب پسربچه در نقش امین هم خیلی تو طبیعی درومدن لحظه ها کمک میکنه.به همه اینا یک محسن طنابنده دوست داشتنی و یک هدیه تهرانی عالی که کاملا در لحظه بازی میکنه ودلنشین دلنشینه هم اضافه کنید .لحظاتی فیلم داره که خیلی ماندگاره ،البته نمیشه راجع بشون گفت  چون تازگیش رو از دست میده،لحظه ای هست تو فیلم که بهداد و هدیه درزیرپله خونه رو به روی هم قرار میگیرن بهداد سرش رو تکیه داده به زیرپله و با چشمان پراشک به هدیه خیره شده و کم کم دیالوگا و جامپ کاتها شروع میشن... 

این جمله از یکی ترانه سرای محبوبم بابک صحرایی همیشه تو ذهنمه ،یه همچین چیزیه : با روشن کردن شمعی تنهایی خود را به یاد می آورم " لحظه ای درفیلم هست که منو یاد این جمله میندازه ،فرهاد (بهداد) با شمعی روشن در اتاق تاریک راه میره و بسیار دلشکستست...

از حامد بهداد وهمه عوامل این فیلم برای خلق لحظات زیبا و تأثیرگذار متشکرم.

 هفت دقیقه تا پاییز  حامد بهداد

جایزه مهم نیست ،به قول هاله لذت بردن از هنر یک بازیگر مهمه ،من دوست داشتم اگه قراره جایزه نگیره کاندید بشه که همیشه نامش برای اون فیلم ثبت بشه ،پارسال برای یکی ازمتفاوتترین و حیرت انگیز ترین بازیهاش که کاندید نشد خیلی حس بدی داشتم واسه همین امسال فقط دوست داشتم کاندید بشه ،که شد و اسمش هم ثبت شد ،خدارو شکر.

نوشته شده توسط آیدا | موضوع: | لینک ثابت |
سه شنبه 13 بهمن1388 ساعت 1:48 قبل از ظهر

من هنوز موفق نشدم همه فیلمای بهداد تو جشنواره 28 رو ببینم  یه دلیل اصلیشم ساعتای بد اکران امسال بود ،همینایی هم که دیدم یه جورایی معجزه بوده ،امیدوارم روز آخر هم موفق بشم تسویه حساب و  برای بار دوم هفت دقیقه تا پاییز رو ببینم.فقط تو برنامه هیچ اکرانی این دوتا ندارن اگه شما باخبر شدید که کجا ممکنه این دو فیلم دربرنامه سینماها قرار بگیرند منو بی خبر نذارید خواهشاً .

به رنگ ارغوان : قشنگ بود و لطیف.وقتی تیتراژ شروع شد منو به چند سال پیش برد ،با خودم گفتم بالاخره اون لحظه ای رسید که تو سینما بشینم و این فیلم رو ببینم .تیتراژ و سکانس تقریباً آغازین فیلم (وضو گرفتن) عالی بود ،اگه موضوع و نگاه زیبای حاتمی کیا  رو کنار بذاریم فیلم فضای انتزاعی خاص و دوست داشتنی داره و فرخ نژادش  متفاوت و بی نظیره. موسیقی هم بسیار دلنشینه و خوب رو فیلم نشسته.

نکته منفی: قرار گذاشته بودم که به هرچی که فکر میکنم ناجوره توجه نکنم ولی نتونستم .اصلاً سکانسایی که کورش تهامی توش بازی میکرد و نوع بازیش رو دوست نداشتم و به فیلم لطمه میزد البته جاهایی که خود فرخ نژاد بود با بازی بی نظیرش تاحدی مشکل رو حل میکرد.  یکم هم تقصیر دیالوگا بود .دیالوگای خزر و تهامی زیادی شاعرانه بودن ولی فرخ نژاد خیلی ساده و واقعی حرف میزد .سکانس ورود فرخ نژاد و آشناییش با تهامی به خاطر ناهماهنگ بودن دیالوگا رو دوست نداشتم.

طهران تهران : اول از دومی میگم که فکر میکردم خیلی خوب باشه ولی بجز ترانه و اجرای زیبای ِ رضا یزدانی نکته جذابی پیدا نکردم ،بازیها هم اکثراً خوب نبودن. اما اپیزود اول ، مهرجویی است و لطافت و صمیمیت و مهمون نوازی وموسیقی و غذاو...  سکانس اول و آخرش خیلی خوب بود ،بقیه سکانسا هم نکات خوبی داشت .

لطفاً مزاحم نشوید : یکی از به یادماندنی ترین تجربه های فیلم دیدن تو جشنواره سر همین فیلم اتفاق افتاد ،اول اینکه با بعضی از دوستای این وب آشنا شدم و همیشه اینجور وقتا حس خوبی به آدم دست میده ، دوم اینکه بعد تجربه کسل کننده و ناامیدکننده دیدن کیمیا و خاک این فیلم بسیار دوستداشتنی بود. بماند که ثانیه به ثانیه تماشاگرا فیلم رو دنبال میکردن و با خنده و دست زدناشون حسابی جو سینما رو باحال کرده بودن و بماند که بعد 1 ساعت با ورود بهداد به فیلم تشویق زیبایی کردن ،فیلم روون ،ساده ،بدون شوخی های سخیف و کلمات ناسزا آدم رو میخندونه ،شاید دیالوگا خیلی خاص نباشن ولی این موقعیت آدماست که باعث خنده میشه ،یه جاهایی با فکر تماشاگر کار میکنه و باعث میشه که به لحظه های فیلم دقت کنن. بازیها خوب و درست بودن ،اپیزود هدایت هاشمی که در نقش روحانی ظاهر شده خیلی خوب بود و همچنین اپیزود مستندوار آخر.بهداد با دو نابازیگر بازی میکنه که خانم شیرین یزدان بخش البته کاندید هم شدن واسه این نقش ، بهداد بسیار ساده و یکدست بازی میکنه ،تو دستشم یه بچه چند ما هست ،اپیزود جذابیه ،اولش شاید فکر کنید کار مهمی بازیگرا نمیکنن مخصوصاً کاراکتر بهداد ولی هرچی بیشتر پیش میره و شاید هم وقتی فیلم تموم میشه و اطلاعات کاملتری از کاراکتر دستتون میاد درک میکنید که چقد خوب و کامل بازی کرده .

نوشته شده توسط آیدا | موضوع: | لینک ثابت |
و اما جشنواره 28
چهارشنبه 7 بهمن1388 ساعت 0:57 قبل از ظهر

حامد بهداد  Hamed Behdad

یکسال از جشنواره 27 گذشت ، چقدم زود گذشت ،هنوز لذت تماشای ثانیه به ثانیه "شبانه روز" و "هر شب تنهایی"  یادم نمیره همچنان باهام هست ،انقد لذت بردم که امسال  بجز "درباره الی" هیچ فیلمی  حتی خوباش هم اونجور که باید به دلم ننشست  برای جشن 28 اوایل کلی ذوق و شوق داشتم ولی خبرای ضد و نقیض درباره حضور فیلمها جشنواره رو از رنگ و بو انداخت ! شوک اول زمانی بود که فهمیدم "بیداری" نیست ،فیلمی که حتی اگه فیلمنامه کممایه ای داشته باشه کارگردانی عالی و با سلیقه ای حتماً داره  به همه اینا اگه سکانسای اکشن با بازی بهداد هم اضافه کنیم فیلم جذابی میتونسته باشه که معلوم نیست تا یکسال دیگه قراره تو آرشیو بره یا اکران بشه ،شوک دوم نرسیدن"زندگی با چشمان بسته " بود که اسمش تو جدول برنامه ها اومده ولی خیلی کمه شانس رسیدنش ،حتی اگرم برسه تو مسابقه نیست ،متاسفانه بیداری و "زندگی..." از کارهایی هستند که هم دوست دارم تو مسابقه باشه که بازی بهداد مورد داوری قرار بگیره هم اینکه زودتر اکران بشن و بتونیم ببینیمشون ولی انگار قرار نیست هیچ اتفاق خوبی براشون بیفته ! شوک سوم وقتی که" آدمکش "رو از مسابقه آوردن بیرون و حتی کارگردانش میخواد  نمایش داده نشه ،البته حقم داره من " آدمکش" رو ندیدم ولی با عواملی که داره و وسواس کارگردانش حتماً در حد مسابقه بوده و بهش کم لطفی شده .

خب جشنواره با " به رنگ ارغوان" و " تسویه حساب" شروع شد ."به رنگ ارغوان " رو ندیدم خیلی ازش نقد خوندم البته نقد که نه اظهارنظر ولی با خودم قرار گذاشتم وقتی قراره از استاد حاتمی کیا فیلم ببینم بدون اینکه به فیلمبرداری و کارگردانی و بازیگری و... دقت کنم فیلم روببینم (البته یکم غیرممکنه) دلیلشم خود حاتمی کیاست ،وقتی فیلمساز هدفش از ساختن ، انتقال یک مفهوم بلند  و ارزشمنده و این هدفش از فیلم جلوتره باید کاملاً دلی و احساسی با فیلم برخورد کنم و ببینمش ، اما تسویه حساب :

شوک چهارم : برخلاف اینکه تا دو روز پیش فکر میکردم "تسویه حساب" فیلم پرکشش (البته با جنس تهمیه میلانی 3 سال پیش ) و قابل تأملی باید باشه و به همه میگفتم که میلانی فیلم بسیار ضعیف سوپراستار رو ساخته که اجازه بدن فیلم قبلیش مجوز بگیره ولی انقدر ضعیف از آب درومده که از شدت ناجور بودن صدای همه رو درورده ! البته البته همونقدر که از فیلم بد میگن از بازی بهداد تعریف میکنن و یک پای کاندیداتوری گذاشتنش  ،اینجور که به نظر میاد بازی پر جنب و جوش همیشگی باهاش هست ولی کاملتر و درست تر وحساب شده تر ،فقط تعجب کردم تو این دوسال چرا هیچ عکسی از بهداد تو این فیلم نیست .

بخشی از این نقد رو اینجا میذارم :

"حامد بهداد كه گويا در بازيگري نقش‌هاي كوتاه، موثرترين داستان‌هاي كوتاه در برابر رمان‌هاي خسته كننده است، از زيباترين و چون هميشه اكتيوترين بازي‌هاي خود بهره برده است و بي‌ترديد نوع كلام، مسير نگاه و حتي خشونت بي‌استفاده از كلمات ركيك را به هنرمندي در چند دقيقه بر پرده مي‌افكند.
گمانم بر اين است كه اين فيلم با همه نقاط ضعفي كه دارد ـ كه البته متوجه بهداد نيست، ـ گام موثري در دنياي بازيگري حامد بهداد است."

 

حامد بهداد  کیمیا و خاک

شوک پنجم : امروز " کیمیا و خاک " رو دیدم ،میخواستم مثل نظر هاله عزیز راجع به "موج سوم" من هم واسه این فیلم هیچی نگم ، ولی به هرحال "موج سوم" تو مسابقه نبود ،مشکل اینجاست که این فیلم رو تو مسابقه گذاشتن و نمیشه راجع بش چیزی نگفت ،همینقدر بدونید که همون نیم ساعت اول میخواستم بیام بیرون از سینما و بیخیال حامد بهدادش بشم . ماجرا اینجاست که ( تکه کلام بهداد ) چندتا بازیگر خوب مثل حسین باری ،پریوش نظریه ،سیاوش تهمورث ،آزیتا حاجیان ،امیر آقایی  رو آوردن و همه هم تلاش خودشون رو برای خوب بازی کردن کردن ولی انگار نمیدونستن حاصل با اینهمه تلاش برای برای درآوردن تهران زمان انقلاب قراره هیچ و پوچ بشه  اصلاً انگیزه شون برای بازی تو این فیلم چی بوده ،بازیگرایی که حتی یک سکانس از سریالای تلوزیونیشون سختتر و پرمایه تر از کل حضورشون تو این فیلم بوده البته در مورد حضور حامد بهداد در این فیلم جدا ازانگیزه همیشگیش که هم محترمه و هم ارزشمند یعنی تجربه کردن نقشای مختلف دودوتا چهارتایی تو ذهنم هست از همون لحظه پذیرفتن این فیلم  و واسه همین انتقادی بهش نیست و واما درباره بازی بهداد :

برخلاف خلاصه داستان فیلم و اینکه فکر میکردم زمان زیادی از فیلم به بهداد اختصاص داره با همون عبارت تیتراژ که عنوان این وبلاگه می فهمیم که حضور کوتاهی داره حتی اگه یکی از داستانک های موازی فیلم مربوط به اون باشه.فیلم ریتم خیلی کندی داشت و تصور کنید قراره کلاً حامد بهداد 10 دقیقه بازی داشته باشه و سکانساش پخش بشه تو کل فیلم .مثل همیشه تنها لحظاتی از فیلم که یکم تماشاگر کنجکاو میشد و یا حالا تو سالنی که من بودم واکنش نشون میداد سکانسای بهداد بود .از همون لحظات اول بازیش به این نتیجه رسیدم که کاملاً پتانسیل نقش رضا مارمولک رو داشت ! نه اینکه کار خنده داری بخواد بکنه از چهرش و کمی شیطنت و هوشش به این نتیجه رسیدم ،نقش خیلی معمولی بود و بازی خاصی هم بهداد نداشت ،البته همیشه خوب تو نقش فرومیره و با اینکه حضورش کوتاهه شخصیت رو برجسته تر از فیلمنامه میکنه اگه میگم معمولی بود چون واقعاً قرار نبود کار خاصی بکنه !بهداد حرکاتش رو تا حدودی آروم کرده متین راه میره حتی یکم پاش رو میکشید وقتی راه میرفت. لهجه آخوندی هم داشت ، نمیدونم چرا لحن صداش رو بعضی جاها عوض میکرد که باعث شد بازیش یکدست نشه  ،البته قسمتی  هم هست  که به عمد تغییر لحن میده من حالا نمیدونم بازیگر باید در این مواقع واقعاً تغییر لحن بده یا نه که خیلی دوست دارم دراین مورد نقد منصفانه بخونم ،بعضی جاها مثل زمانی که با نگاهش بازی میکرد رو خیلی دوست داشتم بخصوص سکانسای آخر ،جاهایی که خیلی غلیظ و جدی حرف میزد + زمانایی که با نگاهش بازی میکرد حس میکردم این آدم رو اصلاً نمیشناسم نه برای اینکه اصلاً آدمای این فیلم رو نفهمیدم حسی که حامد بهداد گرفته بود یکم واسه من که بیشمار سکانس ازش دیدم غریب بود وگرنه کلاً بازی ویژه ای نداشت چون بازم میگم برخلاف پیش بینی ها اصلاً نقش ویژه ای نبود !

نوشته شده توسط آیدا | موضوع: | لینک ثابت |
تهیه‌کننده "آدمکش" خواستار خروج فیلم از جشنواره شد
دوشنبه 5 بهمن1388 ساعت 8:0 بعد از ظهر

به گزارش سایت سینمای ما:آدم کش در جشنواره فجر شرکت نمیکند.با وجود اینکه تهیه‌کننده فیلم سینمایی "آدمکش" خبر از خروج این فیلم از جشنواره فجر داده بود، اما فیلم رضا کریمی در برنامه نمایش‌های جشنواره قرار گرفته است. رضا کریمی کارگردان فیلم سینمایی "آدمکش" با اعلام اینکه فیلمش به طور قطع در جشنواره نمایش داده نخواهد شد گفت: از اینکه فیلم "آدمکش" را در برنامه جشنواره گنجانده اند تعجب می‌کنم چون پس از اعلام فیلمهای بخش مسابقه و عدم انتخاب این فیلم، بلافاصله تهیه‌کننده اثر آقای محمد پوستی، طی نامه‌ای خطاب به دبیر جشنواره خواستار خروج آدمکش از جشنواره شدند.
وی افزود:در این نامه دلایل اخذ این تصمیم هم آمده بود و بعد از آن طبیعتا روند آماده سازی مراحل فنی فیلم شکل دیگری به خود گرفت و ریتم کار کند شد به طوریکه با اطمینان می توانم بگویم اگر بخواهیم هم فیلم به جشنواره نمی‌رسد.
کریمی درباره دلایل انتخاب نشدن فیلمش گفت: خیلی تمایل ندارم دراین باره صحبت کنم چون واقعا نمی‌شود فهمید چه اتفاقاتی افتاده است. در فاصله اعلام اسامی تا کنون، من و برخی همکارانم در فیلم "آدمکش" با برخی اعضای هیات انتخاب صحبت کرده‌ایم و همه آنها نظرات بسیار مثبتی درباره کیفیت فیلم داشته‌اند. ترجیح می‌دهم درباره اینکه چه عواملی باعث شد فیلم در بخش خارج از مسابقه قرار بگیرد سکوت کنم و در آرامش به انجام مراحل فنی فیلم بپردازم تا این فیلم برای نمایش عمومی و قضاوت عادلانه مردم آماده شود.
فیلم سینمایی "آدمکش" یک درام روانشناختی است و مضمونی اجتماعی دارد. بهرام رادان، مهتاب کرامتی، حامد بهداد، لیلا اوتادی، قطب الدین صادقی، افسانه بایگان، شهرزاد کمال زاده، سیامک صفری، علی اصغر طبسی، امیر مهدی کیا، علی مرادی، فاطمه درستکار و فرامرز روشنایی بازیگران این فیلم هستند.
نکته قابل توجه در مورد فیلم رضا کریمی این است که عوامل پشت و جلوی دوربین این فیلم تاکنون بیش از 15 سیمرغ بلورین از جشنواره فجر دریافت کرده‌اند اما هیات انتخاب جشنواره فجر آدمکش را فاقد کیفیت حضور در بخش مسابقه دانسته است.

 

نوشته شده توسط نهال | موضوع: | لینک ثابت |
گزارشي از مراسم اختتاميه فيلم آدم‌كش با حضور همه عوامل فيلم
پنجشنبه 1 بهمن1388 ساعت 1:19 قبل از ظهر

دريكي از شب‌هاي سرد پاييز، جشن خاتمه فيلم سينمايي «آدمكش» به كارگرداني رضا كريمي در هتل لاله برگزار شد.

نمایی از فیلم آدمکش

پيش از اين به مراسم افتتاحيه و نشست مطبوعاتي درآغاز كليدخوردن فيلم‌ها عادت داشتيم و حالا براي اولين‌بار توسط تهيه‌كننده كار، محمد پوستي، مراسم اختتاميه فيلمي برگزار مي‌شد كه براي اكران آن بايد تا جشنواره صبر كنيد. به دعوت آزيتا موگويي، مجري طرح و مديرتوليد «آدمكش»، ما تنها مهمانان مطبوعاتي بوديم كه به اين مراسم رفتيم. اين شما و اين ضيافت آدمكش‌ها.

بنا به تاكيد موكد تهيه‌كننده فيلم «آدمكش»، هيچ عكسي از بهرام رادان با گريم متفاوتش در اين فيلم اجازه چاپ ندارد. اين عكس از سوپراستار ما، عكسي از بابك ماني و تصويرسازي  شهاب جعفرنژاد است.

رستوران تياره، طبقه R13

درطبقه 13 هتل لاله، رستوران تياره قرار دارد كه محل برگزاري مراسم و جشن‌هاست. دربدو ورود صداي آشناي محمدسلوكي را مي‌شنويم و متوجه مي‌شويم كه اجراي مراسم به عهده اوست. مهمانان  سر ميزهاي چيده شده در سالن دور سن كوچك رستوران نشسته‌اند. پشت محمد سلوكي پرده‌اي انداخته‌ شده كه قرار است مستندي كوتاه از فيلم روي آن پخش شود. سمت راست سلوكي، 2 ميز بزرگ قرار دارد كه عوامل فيلم دور آن نشسته‌اند. مهتاب كرامتي، رضا كريمي،‌محمود كلاري، بهروز معاونيان و ... و محمد پوستي، تهيه‌كننده فيلم به عنوان ميزبان اصلي از ابتداي مراسم در سالن حاضر بودند. سلوكي مي‌گويد: «اين اولين‌بار است كه درسينما پشت‌صحنه كارسينمايي، تبديل به يك اثرهنري شده، آن هم فيلمي حرفه‌اي و قابل تقدير كه كاميار كلاري پسر محمود كلاري (فيلم‌بردار) ساخته است.» سلوكي پس ازاين از آقاي حبيب كاشاني عضو شوراي شهراسلامي تهران و مديرعامل باشگاه پرسپوليس به‌عنوان حامي معنوي كار، دعوت به عمل مي‌آورد كه روي سن بيايد و مي‌گويد: «جو پرسپوليسي است، به افتخار آقاي كاشاني دست بزنيد.» كاشاني پس از اين‌كه پشت ميكروفن قرار مي‌گيرد، خداوند را شكر مي‌كند كه دريك جمع سينمايي قرار گرفته است. او اضافه مي‌كند، بيشتر با ورزشكاراني كه به شكل ديگري هنرمند هستند سروكار دارد؛ اما هنرمندان با احساس لطيفشان، حس خوبي به مردم مي‌دهند و باعث شادي آنها مي‌شوند. وي درپايان صحبت‌هايش روايتي بيان مي‌كند: «آنچه از زمين به آسمان مي‌رود، اخلاص و آنچه از آسمان به زمين مي‌آيد توفيق است و هنرمندان با هنرشان به خاطر خداوند به بهشت مي‌روند و ماندگار مي‌شوند.» او دقايقي پس از اتمام صحبت‌هايش، با عوامل خداحافظي و سالن را ترك مي‌كند. سلوكي از محمود كلاري دعوت مي‌كند به‌عنوان فيلم‌بردار فيلم دقايقي راجع به اين فيلم صحبت كند. جالب اينجا بود كه اين مستند كوتاه را كاميار، پسر او كه ليسانس كارگرداني سينمايش را از فرانسه گرفته،‌ ساخته. كاميار پس از ساخت اين مستند،‌دچار يك حادثه رانندگي سنگين شد كه البته الآن پس از دوره‌هاي درماني،‌ تقريبا بهبود پيدا كرده است. كلاري پس از تشويق حضار، به خاطره‌اي درباره پشت‌صحنه ضبط شده فيلم توسط پسرش اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «يك روز كاميار آمد و گفت مي‌خواهم فيلمي بگيرم كه شب ضيافت آن را پخش كنم و قرار هم هست راجع به همكاران ديگرتان در فيلم حرف بزنيد. امروز كه فيلم را ديدم، متوجه شدم بعضي دوباره مقابل دوربين نشسته و حرف زدند درحالي كه من يكبار و آن هم ساده، حرف زدم و ادا و اصول درنياوردم، اما 2 تا مطلب يادم رفت مقابل دوربين بگويم كه اينجا بيانش مي‌كنم. روزآخر فيلم‌برداري، حامد بهداد و افسانه بايگان كنار ما نبودند. واقعا عاشق حامد بهداد هستم، براي همين دراين فيلم، خيلي از دست او حرص خوردم؛ اما بازيگري را خوب و بي‌نظير بازي مي‌كند. وي درادامه درباره بايگان مي‌گويد: «من كم مو هستم و معمولا كلاه به سر مي‌گذارم. الان اگر كلاه داشتم، به افتخارش از سر برمي‌داشتم و اداي احترام مي‌كردم. از همين‌جا عمق ارادتم را به او اعلام مي‌كنم و اميدوارم اين خاطره همكاري دوباره تكرار شود.» با پايان صحبت‌هاي كلاري، سلوكي به برخورد حرفه‌اي داشتن دركار سينمايي اشاره مي‌كند كه خيلي‌ها آن را نمي‌شناسند درحالي كه باعث همكاري‌هاي بزرگي مثل فيلم آدمكش مي‌شود. او آنقدر مشتاق است قصه فيلم را بداند كه كريمي به او قول مي‌دهد بعدا خصوصي قصه را برايش توضيح بدهد. سلوكي پس از آرام گرفتن از كنجكاوي دانستن قصه فيلم، حضار را به ديدن پشت صحنه فيلم جلب مي‌كند. درهمين لحظه شقايق فراهاني، تينا پاكروان، اميرعابدي (عكاس)، ستاره اسكندري و محمد مطيع به جمع مهمانان اضافه مي‌شوند.

بهرام رادان: قصه پرماجرايي بود. اميدوارم فيلم خوبي از آب دربيايد. در مورد عوامل پشت صحنه بايد بگويم كه آقاي كلاري بسيارمهربان است و آقاي كريمي منطقي، هوشيار و پر از ايده‌هاي نو است. آقاي كريمي تا پيش از اين، فيلم‌هاي موفقي ساخته‌ و انشاا... اين فيلم هم موفق شود. در مجموع اين فيلم بسيار آرام و منطقي پيش رفت و خانم موگويي، به عنوان مجري طرح، اعتقاد به خرد جمعي داشتند و اين بسيار به فضاي فيلم كمك كرد.

حامد بهداد: مثل كارهاي ديگر و در برهه‌اي از تاريخ، اين كار توسط دوست خوبم، خانم‌آزيتا موگويي به من پيشنهاد شد كه فكر كردم با حضور محمودكلاري، مهتاب كرامتي و بهرام رادان، حتما كار خوبي خواهد شد.

ليلا اوتادي: از كاميار كلاري تشكر مي‌كنم. امروز روز آخر بعد از 2 ماه فيلم‌برداري است. قبل از اين در 3 كار ديگر با آقاي كلاري همكار بودم كه بسيارخوب بود. كارهاي آقاي كريمي را هم دوست داشتم. كار خوب، آرام و پيوسته جلو رفت و عجله‌اي نبود. اميدوارم اين زمان و انرژي كه اين گروه حرفه‌اي گذاشتند، درجشنواره نتيجه دهد. از آقاي كريمي، كلاري،  آزيتا موگويي عزيز و حتي آقا برزو (تداركات) تشكر مي‌كنم.

رضا كريمي: غير از آزيتا موگويي، با بقيه عوامل اولين‌بار بود همكاري مي‌كردم. بهرام رادان بسيار منضبط بود، به كار فكر و تامل مي‌كرد، راجع به نقش پيشنهاد مي‌داد. مكانيزم بازيگري حامد بهداد با مكانيزم كارگرداني من خيلي همخواني نداشت؛ هرچند كه مطمئنم نتيجه كار فوق‌‌العاده خواهد شد. مهتاب كرامتي خيلي به نقش فكر مي‌كرد و اميدوارم نتيجه خوبي ببينم. خانم بايگان حس حضور خوبي دارند. ليلا اوتادي بسيار همراه بود و همكاري خوبي داشتيم با اين‌كه به لحاظ كمي، نقش زيادي نبود؛ اما وقت گذاشت. اميدوارم فرصت شود درآينده همكاري بهتري داشته باشيم. جايگاه دكتر قطب‌الدين صادقي هم كه در تئاتر ديگر مشخص است. در ضمن جا دارد از سيامك صفري تشكر كنم كه بازيگر برجسته‌اي در تئاتر است و لطف كرد در صحنه اوپنينگ فيلم، بازي بسيار خوبي انجام داد.

پايان ضيافت شام

پس از پخش مستند، سلوكي پشت تريبون مي‌آيد و حضار را براي صرف شام دعوت مي‌كند. عوامل دركنار يكديگر خوش و بش مي‌كنند، آهسته به سمت ميز شام مي‌روند و درعين صحبت، به خوردن شام مشغول مي‌شوند. اين پاياني است براي اختتاميه فيلمي كه پس از 2 ماه فيلم‌برداري به اتمام رسيد و بايد منتظر بمانيم تا درجشنواره، اين فيلم تازه را كه به نظر مي‌رسد همه عوامل، آن را دوست دارند، ببينيم.

منبع مجله زندگی ایده آل(با تشکر از پونه عزیز)

نوشته شده توسط نهال | موضوع: | لینک ثابت |
خبر هایی از جشنواره فیلم فجر
دوشنبه 28 دی1388 ساعت 0:13 قبل از ظهر
احتمال نمايش «زندگي با چشمان بسته» در آخرين روزهاي جشنواره وجود دارد.

 

 «سيد عليرضا سجادپور» مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي گفت: فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» را تماشا كردم و با توجه به اين كه در آخرين مراحل فني قرار دارد احتمال نمايش اين فيلم در آخرين روزهاي جشنواره وجود دارد.
سجادپور كه اخيرا شخصا فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» رسول صدرعاملي را بازبيني كرده است در خصوص حضور و يا عدم شركت اين فيلم در جشنواره به فارس گفت: چند روز قبل اين فيلم را نگاه كردم و تنها مرحله صداگذاري نهايي و موسيقي آن باقي مانده كه در صحبتي كه با «محمدرضا تخت‌كشيان» تهيه كننده اين فيلم داشتم عنوان شد كه سعي مي‌شود تا پايان جشنواره اين فيلم آماده نمايش شود.
وي افزود: با توجه به اينكه احتمال نمايش «زندگي با چشمان بسته» در آخرين روزهاي جشنواره وجود دارد شخصا از دبير جشنواره خواهش كردم كه در صورت رسيدن اين فيلم باكس مناسبي براي نمايش فيلم «رسول صدرعاملي» در نظر گرفته شود.

 


 "هفته دقیقه تا پاییز" از نیمه دوم به جشنواره فجر می آید

 

تهيه كننده «هفت دقيقه تا پاييز» از آماده شدن اين فيلم تا نيمه جشنواره بيست و هشتم بين‌المللي فيلم فجر خبر داد. سيد جمال ساداتيان تهيه كننده سينما در مورد آخرين وضعيت فني فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» گفت: تدوين فيلم كاملا به پايان رسيده و تنها مراحل صداگذاري و ساخت موسيقي فيلم باقي مانده است كه به صورت شبانه روزي در حال انجام دادن اين دو مرحله هستيم.
وي در مورد زمان آماده شدن اين فيلم گفت: بعيد مي‌دانم فيلم براي ابتداي جشنواره فجر آماده باشد اما قطعا اين فيلم را به اواسط جشنواره فيلم فجر مي‌رسانيم.
ليست عوامل پروژه سينمايي «هفت دقيقه تا پائيز» عبارتند از:
طرح فيلمنامه : عليرضا اميني، نويسنده: محسن تنابنده، كارگردان: عليرضا اميني، مدير فيلمبرداري: عليرضا برازنده، مدير هنري: هديه تهراني، جانشين مدير توليد: عليرضا بيات، اجراي صحنه : محمد مهدي سال افزون، اجراي لباس : رعنا اميني، طراح گريم : ميترا آقاميري، صدابردار: امير پرتوزاده، دستيار صدا: امير رحماني، برنامه ريز و دستيار اول كارگردان: علي تيموري، مشاور انتظامي: سرهنگ مهدي احمدي، عكاس: بهرنگ دزفولي‌زاده، دستيار اول فيلمبردار: احمد كاووسي، دستيار دوم فيلمبردار: همايون قرباني، دستيار دوم كارگردان: رضا دلاور، منشي صحنه: ساناز هرندي، دستيار سوم كارگردان: عليرضا لنگردوي، گروه فيلمبرداري: مهدي ابراهيمي، رحيم كمره‌اي، عليرضا معمارياني، مسئول برق: كريم جانبخش سفيد كمر، دستيار صحنه: اميرحسين مدرس، دستيار لباس: ترانه بهبود، دستياران گريم: مهرداد حيدرخاني، دستيار توليد: اكبر شاهپوري، مدير تداركات: اصغر جبارپور، خدمات: عليرضا بابازاده، حمل و نقل: ناصر دانايي، حميد شورابي ، حسين آقاحسيني، سينه موبيل: اكبر نظري، تدوين: هايده صفي‌ياري، تهيه كننده: سيدجمال ساداتيان (بشرا فيلم)
بازيگران : هديه تهراني، حامد بهداد، محسن تنابنده، خاطره اسدي، بهشاد شريفيان، بازيگران خردسال: حديث كاظمي، ارشيا آقاحسيني.

نوشته شده توسط نهال | موضوع: | لینک ثابت |
گفتگوی حامد بهداد و نیکی کریمی با استاد مسعود کیمیایی
شنبه 12 دی1388 ساعت 1:47 بعد از ظهر

این گفتگو در ماهنامه شماره ۲۳ رویش به مناسبت اکران "محاکمه در خیابان" چاپ شده ،مقدمه مصاحبه رو "امیر بهاری " نوشته ،متأسفم بابت کیفیت بد عکسها،با اینکه عکاس "ساتیار امامی" عکاس خوب ایرانی است نسخه اصلیش دردسترس نیست کلاً عکسای ماهنامه رویش دستنیافتنی است !

از در خانه که داخل شوی پرتره ای روی دیوار است که صورت خشمگین مسعود کیمیایی اثر آیدین آغداشلو. البته که کیمیایی در مقابل مهمان اش گرم و صمیمی است ولی ردپای این خشم از قیصر تا محاکمه در خیابان که در چهل سالگی قیصر ساخته شده ،قایل پی گیری هست ،پوستر زیبا و بدون عنوان فیلم رد پای گرگ که برای پوستر فیلم سینمایی بودن خیلی خلوت و گزیده است و چاقوی سنتی درمیانه ی آن خودنمایی میکند .اما در خانه ی کیمیایی از این خشم چاقو خبری نیست.شاید تنها شلوار شش جیب مدرنی که به پا دارد نشان از رویکرد اجتماعی سیاسی کیمیایی داشته باشد.در خانه تابلوهای متعدد دیگری هستند که کار دست هنرمندان شاخص هنر معاصر ایران هستند درفاصله ی بین دو تابلو،فضای خالی روی دیوار وجود دارد که وقتی پروژکتور خانگی روشن می شود و فیلم محاکمه در خیابان را پخش می کند ،مشخص می شود این جای خالی برای نمایش فیلم است .درحین نمایش ،دو بازیگر فیلم هم هستند که شخصیت های کاملاً متفاوتی دارند نیکی کریمی که آرام است ،کم حرف می زند و مثل نقشی که در فیلم بازی کرده بیشتر نگاه می کند و حامد بهداد که توانایی برون فکنی غریبی دارد و هرجا از فیلم که به مذاق اش خوش می آید از واکنش هایی که نشان میدهد کاملاً مشخص است.بهداد آن قدر هیجان زده است که صادقانه ،خواسته یا در واقع یکی از آرزوهایش را به لب می آورد:"اقای کیمیایی کی فیلمی می سازید که من نقش اصلی اش را داشته باشم؟"... و در مقابل نیکی کریمی خیلی حرف نمی زند ،انگار در حال سبک سنگین کردن بازی خود در فیلم است. محاکمه در خیابان شخصیتی دارد با نام امیر که قرار است همین یک روز او را شاه امیر صدا کنند.مثل قیصر که خوش و خرم از زیارت باز می گردد و تمام خشونت ها و لات بازی هاش را کنار گذاشته و کار می کند و مرد سر به راهی شده است اما مثل ادیپ که از سرنوشت مقدرش راه گریزی ندارد،از چاقو کشی و انتقام ،گریزی ندارد.امیر هم مثل قیصر با مساله ی ناموس مواجه است.امیر هم سر به راه شده و می خواهد با یک دختر دانشجوی روشن فکر ازدواج کند اما...این جا هم خشم به میان می آید و هم چاقو دوباره از گنجه بیرون می زند.اما با یک تفاوت عمده ;اگر قیصر در کوچه پس کوچه هایی با گنبد و باروهای مهربان از این سو به آن سو می رود.امیر در شهر خشن پر از دود و ماشین به این اتوبان و آن اتوبان سرک می کشد.خشم و نفرت این شهر ،از ناموس پرستی امیر آن قدر بزرگتر است که در نهایت شهر روی سرش آوار می شود... خشم و چاقو از قیصر تا محاکمه در خیابان همراه آقای کیمیایی آمده است اما انگار چاقو هم مثل تقدیرگرایی ادیپ ،جروپلاس اش را جمع کرده و رفته است و تنها این خشم است که به جای خود باقی ست.موقع خداحافظی گرم و صمیمی با مسعود کیمیایی برای آخرین بار پرترهی خشمگین را می بینم و از در خارج می شوم.

 بهداد : آقای کیمیایی شما پلان هایی را که آدم در وهله ی اول فکر می کند به درد نمی خورد در فیلم می گذارید که وقتی در کلیت فیلم دیده می شود تازه می فهمی چه به جا استفاده شده.مثلاً سکانس دور میادن فردوسی.یک جمله ای را نیکی کریمی تپق عمدی زد.هر کارگردان دیگری بود ،این پلان را عوض می کرد.اما شما این پلان را گذاشتید و چه قدر خوب از آب درآمده.

کیمیایی:من کمتر گردش دوربین را قطع می کنم.می گذارم تا بازیگر حس اش را نگه دارد.لحظه هایی که به جا می ماند در زمان مونتاژ بسیار کارساز است.من به دوربین کات نمی دهم.

بهداد : آنجایی که اتوبان برگشت ،آدم احساس می کند شهر روی سرش خراب شده ، وای وای ! خیلی خوب بود.این پلان حتی می تواند طولانی تر باشد.آزار دهنده است اما به نظرم می تواند بیشتر از این طولانی باشد.

کیمیایی:  گرفتن این پلان برای گروه خیلی زحمت داشت.

بهداد : یعنی اضافه تر از این ندارید؟

کیمیایی: چرا هست.ولی خب شهر که سیاهی مطلق نیست.خرقه پوش حق داشت.می گفت شهر چیزهای خوب هم دارد .تا این حد سیاهی ،آزار دهنده است.

بهداد: اگر محتوایی آن را نگاه نکنیم و فرمی با آن برخورد کنیم به نظر هنوز جا دارد.خیلی خوب است.یک مرتبه کل اتوبان با ماشین هاش روی سرت خراب می شود. کریمی:درفیلم هربار که سکانس به نمایی عمومی از شهر عوض می شود صدایی نسبتاً مهیب به گوش می رسد که مثل ضربه های چکش قاضی در دادگاه است.

 کیمیایی: به نظرم این صداها ضربه هایی به مخاطب می زند که خوب است.یک جورهایی مخاطب را در جریان فیلم نگه میدارد. کریمی: این ازآن فیلم های ست که هم داستان خوبی دارد و هم قواعد فیلمنامه ای اش صحیح است و ضرباهنگ درستی دارد...

 بهداد : بازی ها هم خیلی خوب است.بازی حمیدرضا افشار من را شگفت زده کرد.خیلی بیش از انتظار من بود.به هرحال دیالوگ های شما را هر بازیگری نمی تواند راحت بیان کند.

 کریمی: بازی نگار فروزنده هم چشمگیر بود.با این که حضوری کوتاه دارد اما بسیار طبیعی بازی کرده.به نظرم به شخصیتی که برای او نوشته شده خوب نزدیک شده.او در فیلم در نقش یک فیلمبردار که کاری را انجام داده و پول اش را نگرفته ،حالت های مناسبی برای چنین شخصیتی دارد

. کیمیایی:این شخصیت به حالت های چهره ی او نزدیک است.دختر روس هم همراه اوست و این ترکیب به بازی او ،اجازه ی کار داده و خوب از آب درآمده.

بهداد : اکبر معززی "مثل همیشه در فیلم شما خوب است.اصلاً انگار به پست شما که می خورد خیلی خوب با شما هم کلام می شود و می فهمد شما چه می خواهید. کیمیایی: معززی همیشه در فیلم های من بازی خوبی از خودش ارائه داده .بازی او در تیغ و ابریشم به یادماندنی است.در فیلم محاکمه در خیابان هم یکی از بهترین بازی های فیلم ،بازی اکبر معززی است.او همیشه به دیالوگ هایی که می نویسم تسلط دارد.حالا چرا در این سال ها و با این همه بازی خوب ،نتوانسته به جایگاه واقعی خودش برسد ،خودش جای سوال دارد. کریمی:حامد بازی خودت هم در فیلم خیلی خوب بود..

. بهداد :راست اش را بخواهید من نفس ام سر سکانس خودم بند آمد.موقع دیدن فیلم احساس می کردم زبان ام دیالوگ هایی را می گوید که در فیلم های دیگر می شنیدم و برای خودم آنها را حفظ می کردم .با خودم می گفتم این ها را من دارم می گویم؟اتفاقاً بعد از دیدن فیلم ،برای من سوالی پیش آمده :"آقای کیمیایی شما از من پلان هایی گرفتید که من حواس ام نبوده است ؟چون یک سری صحنه ها بود که من یادم نیست جلوی دوربین بازی شان کرده باشم.

کیمیایی:انتهای بعضی پلان ها را من نگه می دارم.در واقع بدون این که بازیگر متوجه شود،دوربین کارش را ادامه می دهد.بازیگر دیالوگ اش را می گوید،کارش تمام می شود و از او می خواهم یک بار دیگر کارش را انجام بدهد.در واقع این زمانی که او برای بار دیگر آماده می شود ،آن پلان هایی است که بازیگر نمیداند از او فیلم گرفته ام. بهداد : کلوزآپ هایی که داخل چال ماشین نشسته ام را می گویم. کیمیایی: همان جا که از تاریکی بیرون می آیی؟

بهداد : نه آقای کیمیایی!همان جایی که نشسته ام چای  و قوری ویخچال هم هست و داریم بحث می کنیمکوتصویر این جوری است چاندازه ی پلان خود و زاویه تصویر را نشان می دهدجکچند تا از آنها را اصلاً یادم نمی آید. کیمیایی: بعضی جاها به فیلمبردار می گویم که حتا اگر کات دادم دوربین را نگه دار! بهداد : من سر این سکانس قلب ام گرفت .کلی حال کردم.    

                

 نیکی کریمی : این ازآن فیلم های ست که مخاطبان اش با چشمان اشکبار سینما را ترک خواهد کرد. کیمیایی: نه بابا...احتمالاً فمنیست ها خیلی اعتراض خواهند کرد.اما این یک داستان است ،همه ی  قصه های دنیا نیست.

کریمی: چرا اینطور فکر میکنید؟

کیمیایی: ماجرای فمنیسم در ایران به گونه ای دارد پیش می رود که فردا پس فردا زن ها شوفر کامیون خواهند شد!(شوخی میکنم).زن ها بادبان و باد و کشتی جامعه هستند.

کریمی: فیلم های شما دنیای خوبی دارد .آدم دوست دارد در این دنیا زندگی کند ،غیرت ،ناموس ،معرفت و...(می خندد) 

بهداد : این دنیا ،دنیای به خصوصی است.یک جور دیگر است.یک استایل متفاوتی دارد.انرژی متفاوتی دارد.ناصر تقوایی در جشن مجله دنیای تصویر اشاره می کند به شکل گیری موج نوی سینمای ایران که شما بودید و تقوایی و بیضایی.بعد می گوید:"اما فیلم های مسعود ،خون داشت".به نظرم این روایت درستی از سینمای شماست.خونی دارد که در فیلم های دیگر وجود ندارد.

 کیمیایی: من دوربین ام را درست روبه روی رئالیسم می گذارم.دوربین در سینمای من در مرز میان رئالیسم اجتماعی و ذهنیت نوستالژیک در حرکت است.

بهداد: سینما قهرمان می خواهد.دست مریزاد به شما ،اسفندیار منفردزاده ،بهروز،نعمت حقیقی و... واقعاً تجربه ی آن سال های شما غبطه برانگیز است.ماشا الله به بهروز که انرژی ای در کارها دارد که عجیب است.انگار هر آن چه به او داده می شود ،همان برداشت می شود. 

  کیمیایی: ما می دانیم هر انسانی رفتاری را در خود تعقیب می کند که با آن رفتار بر پیرامون اش تأثیر بگذارد.این که شخصیت داستان بداند کاری که می کند.مؤثر است،تقدیر مهمی است.شاید نبود آن شخص او را قهرمان می کند و تإثیر کارش را زیاد می کند وباعث می شودکار او که به خاطرش از بین رفته ،در جمع ،بازتاب جدیدی بیاید.من با تمام هستی و وجودم فیلم می سازم.حتا ابزار فیلم ساختن مانند جوهر ،کاغذ،نگاتیو و سایر وسایل در حال تغییر هستند ،اضطراب هم در ذات این حرکت و روزگار است که مسأله ی جهانی ست.

کریمی: سیاه و سفید بودن این فیلم نوستالژی فیلم هایی هم چون قیصر و گوزن ها را زنده می کند.شما از این انتخاب سیاهی و سفیدی در محاکمه در خیابان راضی هستید؟  

 کیمیایی : جامعه ما سمت سیاه و سفید شدن می رود.داریم دوباره به سمت همان فضاهای سابق می رویم و وقتی من به سنت طبقه ی حاشیه نشین می روم.دیگر نمیتوانم رنگ های شاد را وارد عکس هام کنم.من با این فیلم دوباره به دنیای همیشگی ام برگشته ام.یعنی سینمایی که فراموش شده،برای این که فیلمی که من ساخته ام یک جوری در حال و هوای آن دوره ی سیاه و سفید هام است در نگاه به شهر و آدم های داستان. کریمی:۴۰ سال از زمان ساخت قیصر می گذرد .در فیلم قیصر هم پای ناموس درمیان است .این فیلم به نوعی ادای دین به ۴۰ سالگی قیصر هم می تواند باشد. 

  کیمیایی: خانم کریمی ،بسیار در فیلم محاکمه در خیابان خوب بازی کردی ،اما این طبقه ،چه حاشیه نشین امروز و چه دیروز ،فقط روز به روز شبیه قیصر زندگی نمی کنند.رابطه ها و درام هایی که به وجود می اید ،بسیار متفاوت است .قیصر یکی از آنها بود ،اما نگاه به زندگی حاشیه نشینان ،تمام هستی آن رئالیسمی است که نشان دادن آن ،هستی من در ادبیات و سیاست است.

بهداد:چی شد که با نگاتیو کار نکردید .اصلاً دیجیتال آن حس پخته شدن فیلم روی نگاتیو را برای تان دارد؟

کیمیایی:  به طور قطع من با نگاتیو بیشتر سازگارم.در آن تصاویر دیجیتالی ،هیچ حسی نمی دیدم .ولی وقتی روی نگاتیو یک رنگ قرمز را می بینید ،در مونتاژ عکس بعدی ،وقتی می خواهید این را ببرید ،این قرمز خیلی مؤثر است یا آن رنگ خیلی مهم است برای این که بچسبد به عکس بعدی .به این شکل ،چشم ،بی خودی این ور و آن ور نمی شود.این بیشتر به نظر من ویدئوست .یادم می آید یک بار امیر نادری را در استودیویی دیدم.گفتم بگذار فیلم ات را ببینم.ایستاد جلوی در و گفت ،نه ،رویم نمی شود .گفتم چرا؟گفت آخر 16 میلی متری است!هیچ چیز 35 نمی شود.

 بهداد :اصلاً دیجیتال پیشنهاد چه کسی بود؟

کیمیایی: من برای اولین بار که با آقای منصوری صحبت کردم و ایشان داستان را که خواندند اولین گفته شان این بود با چه استایلی قرار است فیلم گرفته شود .من شرح دادم.ایشان پیشنهاد این نوع فیلمبرداری دیجیتال را داد و قرار شد که اگر من در سه چهار روز اول نپسندیدم .برگردیم به نگاتیو و این اتفاق افتاد که یک شگفتی محض در آن وجود داشت.نکته این بود که به وسیله ی دیجیتال می توان به سینمای غیر دیجیتال دست یافت ،یعنی سینمایی که الان دیگر نیست.مثل سینمای دهه ی چهل و پنجاه .با دیجیتال می شود به سوی آن سینما رفت.چون این قدر خود آن سینما تغییر کرده ،یعنی تو دیگر سیاه و سفید نمی توانی بگیری ،دیگر نمی توانی فرضاً آریفلکس ات را از روی میز برداری و بدون سه پایه بروی توی خیابان و یک فیلم بگیری ...خود به خود اصلاً مکانیزم پشت دوربین و در نتیجه ضبط خیلی تغییر کرده .حالا یک تلاشی باید کرد تا به آن سینما رسید.

کریمی:یادم هست شما سر صحنه انرژی خوبی داشتید .به نظرم این اتفاق در ماحصلی که پیش روی مخاطب است تأثیر دارد و این فیلم متفاوت از آثاری ست که در این سال ها ساخته اید..

. کیمیایی: صحنه و سینما همان طور که قاتل زندگی است ،فقط هستی خودش را قبول دارد اما در ما می شود همه ی زندگی کخصوصاً در آن لحظه ،چیزی دارد به این جهان می آید ،ثبت می شود،درد دارد ،شعف دارد ،اما بقیه ی زندگی را تعطیل می کند.

بهداد : به نظرم تیم خوبی هم در این فیلم گرد هم آمدند .از مصطفی خرقه پوش گرفته تا تورج منصوری و خب بازیگران فیلم ... اصلاً از بازی ها راضی هستید ؟

کیمیایی :این قصه ،در واقع سه تا بازیگر اصلی دارد و بعضی بازیگران که مثلاً در یک سکانس اگر هستند تمام ان سکانس مال آن بازیگر است.مثلاً سکانسی را که حامد جان تو بازی می کنی ،به نظرم تمام آن سکانس مال توست ،یا مثلاً به یک شکل دیگر،فروتن یک آدمی را بازی می کند که آن بیرون قصه است ،بیرون از داستان است اما مستقل است.یعنی نقش های مستقلی توی این فیلم وجود دارد که بازیگران دیگر هم هستند.خانم کریمی هم که عالی است .من خیلی جوان تر بودم که با او کار کردم و ایشان هم خیلی جوان بودند که در ردپای گرگ بازی کردند.خانم کریمی خیلی نسبت به آن زمان تفاوت کرده بود .یعنی باید این تفاوت را پیدا می کردند و باید این فاصله زمانی را می رفتند ولی ایشان بیشتر رفتند.یعنی با یک استعداد سرشاری این تغییر را نشان دادند.همچنین فروتن که با من سینما را شروع کرد ولی این توانایی که الان دارد و هم اکنون من از او دیدم فوق العاده بود و حالا مثلاً پولاد که این نقش سخت را داشت که باید از کنار همه ی این ها رد شود.از کنار این همه نیرو و انرژی و آتش که باید گذر کند.

بهداد :آقای کیمیایی می دانید که فیلم ردپای گرگ شما زندگی مرا تغییر داد.

 کیمیایی:چطور ؟ماجرایی دارد؟

بهداد :آره ،دانشگاه قبول شده بودم و تازه از مشهد آمده بودم تهران.رفته بودم سینما تا فیلمی که اکران بود را ببینم .فیلم ردپای گرگ شما بود.در نیمه ی پایانی فیلم آن جایی که رضا بر میگردد و به دیدار طلعت می رود که در مزون لباس عروس کار می کند.بغض بدجوری گلوم را گرفت.از جام بلند شدم و به ردیف جلوی سینما آمدم .حالا راحت تر می شد بغض را رها کرد و زار زد بر احوال مردی که روزگاری جور رفاقت کشید و حبس را به جان خرید.فیلم تمام شده بود اما بر گریه ی من پایانی نبود.مردی میانسال جلو آمد.دستی روی شانه ی من زد و گفت :تو بازیگر بزرگی می شوی.من حاضرم از تو هرجور که لازمه حمایت کنم..

. کیمیایی:چه خوب .ای کاش یکی هم از ما حمایت می کرد..

. بهداد:من از همان دوران نوجوانی آرزو داشتم در یکی از فیلم های شما بازی کنم.همیشه پی گیر کارهای شما بودم.پشت صحنه ها می آمدم تا بلکه نقش کوچکی بگیرم.من روی کاغذ بارها و بارها نوشته ام که من نقش اول فیلم جدید کیمیایی هستم.خیلی لذت بردم.از بازی خودم در این فیلم آن قدر دچار خودشیفتگی شدم که نزدیک بود سکته کنم.انگار مزد این سالهای بازیگری ام را گرفته ام. کریمی :خیلی خوشحالم که بعد از سالها بالاخره در فیلمی از شما بازی کردم .به نظرم بعد از ردپای گرگ بازگشت خوبی برای رجوع به سینمای شما برای من بود.

نوشته شده توسط آیدا | موضوع: | لینک ثابت |